تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
118 - آنها كه ( به وضع جهان ) دانا نيستند مىگويند : چرا خدا با ما سخن نمىگويد ؟ يا آيه‌اى به ما نمىآيد ؟ اسلاف آنها نيز چنين گفته‌اند ، دلها و اندازهء درك آنها همانند است ، ما آيات خويش را با آنكه در پى يقين مىباشند بيان كرده‌ايم . با شايستگى مژده دهنده و ترساننده . 119 - ما تو را فرستاده‌ايم و تو از اهل جهنم مسئول نيستى .

كلمه‌ها

مساجد : مسجد اسم مكان است يعنى محل سجده ، جمع آن مساجد آيد ، آن مىبايست مسجد ( بفتح جيم ) آيد ولى بر خلاف قاعده مسجد به كسر جيم استعمال شده است . در قرآن به معابد اهل كتاب نيز مسجد گفته شده : اسراء / 1 و 7 ، كهف / 21 . مشرق : شرق ( بر وزن قمر ) و شروق به معنى طلوع آفتاب و اصل آن به معنى روشن شدن است ، مشرق اسم مكان و به معنى محل طلوع مىباشد . مغرب : غرب به معنى دور شدن است ، مغرب محل غروب و دور شدن مىباشد ، غروب آفتاب عبارت است از دور شدن و پنهان شدن آن از نظرها . ثم : اسم اشاره است به مكان بعيد ( آنجا ) . وجه : وجه به معنى چهره و ذات شىء است ولى در انسان به كار رود ، مراد از وجه اللَّه در آيه ذات خداست رجوع شود به قاموس قرآن . سبحانه : به قول طبرسى اسم مصدر و به قولى مصدر است مثل غفران ، نصب آن براى مفعول مطلق بودن است ، سبحان اللَّه يعنى خدا را از هر بدى كنار مىدانم ( پاك است او ) . قانتون : قنوت : طاعت دائمى ، قانتون : پيوسته مطيعان . بديع : بدع و ابداع به معنى ايجاد ابتكارى است ، بديع يعنى : آفريننده‌اى