118 - آنها كه ( به وضع جهان ) دانا نيستند مىگويند : چرا خدا با ما سخن نمىگويد ؟
يا آيهاى به ما نمىآيد ؟ اسلاف آنها نيز چنين گفتهاند ، دلها و اندازهء درك آنها همانند است ، ما آيات خويش را با آنكه در پى يقين مىباشند بيان كردهايم .
با شايستگى مژده دهنده و ترساننده .
119 - ما تو را فرستادهايم و تو از اهل جهنم مسئول نيستى .
كلمهها
مساجد : مسجد اسم مكان است يعنى محل سجده ، جمع آن مساجد آيد ، آن مىبايست مسجد ( بفتح جيم ) آيد ولى بر خلاف قاعده مسجد به كسر جيم استعمال شده است . در قرآن به معابد اهل كتاب نيز مسجد گفته شده : اسراء / 1 و 7 ، كهف / 21 .
مشرق : شرق ( بر وزن قمر ) و شروق به معنى طلوع آفتاب و اصل آن به معنى روشن شدن است ، مشرق اسم مكان و به معنى محل طلوع مىباشد .
مغرب : غرب به معنى دور شدن است ، مغرب محل غروب و دور شدن مىباشد ، غروب آفتاب عبارت است از دور شدن و پنهان شدن آن از نظرها .
ثم : اسم اشاره است به مكان بعيد ( آنجا ) .
وجه : وجه به معنى چهره و ذات شىء است ولى در انسان به كار رود ، مراد از وجه اللَّه در آيه ذات خداست رجوع شود به قاموس قرآن .
سبحانه : به قول طبرسى اسم مصدر و به قولى مصدر است مثل غفران ، نصب آن براى مفعول مطلق بودن است ، سبحان اللَّه يعنى خدا را از هر بدى كنار مىدانم ( پاك است او ) .
قانتون : قنوت : طاعت دائمى ، قانتون : پيوسته مطيعان .
بديع : بدع و ابداع به معنى ايجاد ابتكارى است ، بديع يعنى : آفرينندهاى