شرحها
در اين آيات پس از نقل اينكه : بنى اسرائيل بعضى از پيامبران را كشته و بعضى ديگر را تكذيب مىكردند ، سه ادعاى باطل آنها نقل و رد شده است . اول آنكه مىگفتند : دلهاى ما در غلاف است و ما نمىتوانيم سخن تو را بفهميم و در قلب ما اثر نمىگذارد پس در اينكه ايمان نمىآوريم تقصيرى نداريم ( آيهء 88 - 90 ) .
دوم آنكه مىگفتند : ما فقط به توراتى كه بر خودمان نازل شده ايمان داريم و فقط به آن پايبنديم ( آيهء 91 - 93 ) سوم آنكه مىگفتند : آخرت فقط از براى ما و عنايت خدا مخصوص ما است ( آيهء 94 - 96 ) .
87 -
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ
بعد از موسى عليه السّلام پيامبرانى كه پشت سر هم آمدند همه پيامبر تبليغى بودند و شريعت موسى را تبليغ مىكردند تا نوبت به عيسى عليه السّلام رسيد و انجيل را آورد كه به حكم تبصرهاى بود بر تورات . اما چنان كه در ذيل آيه 61 نيز گذشت اين پيامبران گروهى به دست بنى اسرائيل كشته شده و گروهى مورد تكذيب و اهانت قرار گرفتند ولى بايد دانست كه زمان و اشخاص عوض مىشود اما عمل و كار همان است ، به نظر آوريد زمان بنى اميه و بنى عباس و اين زمان و همه زمان را ، خواهيد ديد كه عمل يكسان است .
أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ
استفهام در اينجا براى انكار و توبيخ است و انشاء در معناى اخبار است يعنى : هر وقت پيامبرى آمد و حكمى را آورد كه خوش نداشتيد گروهى را تكذيب كرديد و گروهى را كشتيد
فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ
.