ولى در زندگى ديگر اين وسائل را بايد با زحمت به دست آوريد
فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى
.
قهرا بايد گفته شود : شرائط زندگى در آن محل غير از محل فعلى بود و اين دو محل غير هم بودند ولى اين به نظر نگارنده خيلى بعيد است و نمىتوان توجيه كرد كه انسان پديدهء غير زمينى است . و اللَّه اعلم .
ممكن است بگوئيم : هر دو يكى بودند با اين فرق كه انسان در اولى فقط نفسى داشت و تسلط شيطان درهاى شيطنت را بر او نگشوده بود و موضوع
بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ
كه بعد از هبوط به وقوع پيوست در آنجا نبود ، درست است كه
إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ
يوسف / 53 درست است كه
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
شمس / 6 ولى نفس بدون تسلط قواى شيطانى چندان كارگر نيست ، اما در حالت دوم شيطان مهلت گرفته با شياطين ديگر پيوسته از راه نفس در فريفتن انسان بوده و هستند و اللَّه اعلم .
درخت نهى شده : اين درخت چه درختى بود كه خوردن از آن اين همه بيداد كرد :
1 - ريخته شدن لباسها
يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما
اعراف / 27 .
2 - آشكار شدن عورتها ، و شروع بپوشيدن آن به وسيلهء برگ درختان
بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ . . .
اعراف / 22 .
3 - ستمكار به نفس بودن
وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ
اعراف / 19 .
4 - و بالاخره رانده شدن از بهشت .
مثل يا حكايت :
به نظر بعضىها ماجراى آدم و شيطان و حتى سجود ملائكه بيان واقعيت تسلط شيطان بر انسان و تأييد از جانب فرشتگان است باشند كه در شكل و قالب حكايت ريخته شده است