هستند كه براى آنها واضح و روشن شد طريق هدايت و اينها مرتد شدند كه گفتند
« ارتد الناس بعد رسول اللَّه الا اربعة او خمسة »
لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً
آنچه كردند به ضرر خود كردند در دستگاه الهى ضررى متوجه نميشود .
لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ
وَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ
اين جمله اشاره به كسانى است كه متابعت اين منافقين را كردند زيرا خود منافقين كه ايمان نداشتند و عملى نداشتند چون ايمان شرط صحت كل اعمال است و اشاره به كسانى است كه ايمان آورده بودند و پس از رحلت آن حضرت از امير المؤمنين اعراض كردند و متابعت منافقين نمودند كه شرحش بسيار مفصل است و جاى ديگر بايد بيان شود .
[ سوره محمد ( 47 ) : آيه 33 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ ( 33 )
اى كسانى كه ايمان آورديد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول را و باطل نكنيد اعمال خود را .
اطاعت خدا و رسول واجب است و مخالفت حرام است لكن دو نحوه اطاعت داريم يكى در فروع مثل فعل واجبات و ترك محرمات كه در ترك اطاعت معصيت است چه معاصى تركيه مثل ترك واجبات يا فعليه مثل فعل محرمات ، و اين معاصى مكرر گفته شده كه علاوه از استحقاق عذاب مضرات بسيارى دارد مثل قساوت قلب ، سياهى دل ، بعد از رحمت الهى ، متابعت شيطان و هواى نفس ، سلب توفيق ، نزول بلا و مصائب . رنجش خاطر رسول و ائمه ، ضعف ايمان و غير اينها لكن تا مادامى كه سلب ايمان نشده باشد اميد و رجاء مغفرت در او هست و موجب بطلان اعمال نميشود .
ديگر اطاعت خدا و رسول در امور اعتقاديه كه در تركش ايمان زايل مىشود و مورث بطلان اعمال مىشود . زيرا گفتيم همين نحوى كه ايمان شرط صحت كليه اعمال است و بدون او باطل است همين نحو موافات كه بقاء ايمان باشد تا آخرين نفس كه اگر هفتاد سال با ايمان بود و اعمال صالحه بجا آورده و نزديك رفتن از دنيا ايمانش زايل شد كليه اعمال هفتاد ساله او باطل مىشود و از اين بيان