پيدا ميكنند يعنى والى مىشوند . حج اغنيا براى نزهت و تماشا است و متوسطين براى تجارت ، و فقرا براى ريا ، قرآن را در جعبهء ساز و مزمار بطريق آواز مى خوانند ، و اولاد زنا بسيار مىشوند ، هتك محارم مىكنند و كسب مآثم يعنى معاصى ، و اشرار بر اخيار مسلط مىشوند ، به لباس فخر و مباهات مىكنند ، و بقمار و بازى فخر مىكنند و خوب ميشمارند و منكر را معروف ميدانند و معروف را منكر مىشمارند الى غير ذلك .
اقول : از اشراط ساعت ظهور حضرت بقية اللَّه و رجعت ائمهء هدى و بسيار ديگرى است كه در اخبار ذكر شده .
فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ
چه عذرى مىآورند و چه مىكنند زمانى كه آمد آنها را ذكر و ياد آورى آنها كه قرآن و پيغمبر و ائمهء هدى آنها را متذكر فرمودند نميتوانند بگويند ما خبر نداشتيم و نميدانستيم .
[ سوره محمد ( 47 ) : آيه 19 ]
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُمْ ( 19 )
پس بدان بدرستى كه نيست الهى مگر اللَّه و طلب مغفرت و استغفار كن براى ذنب خود و براى مؤمنين و مؤمنات و خداوند ميداند برگشت شما را و محل و جايگاه شما را .
مسألهء مهمة : اينكه وجود مبارك حضرت رسالت كه درجهء اعلاى عصمت را داشته حتى فعل مكروه بلكه ترك اولى هم در تمام عمر از او صادر نشده پس چه معنى دارد و استغفر لذنبك ؟ .
اما عامه عمياء كه مقام عصمت را منكراند زيرا خلفاى خود را ميدانند كه مدت زمانى در شرك بودند نسبتهاى ناروايى بحضرتش ميدهند حتى العياذ باللّه نسبت شرك قبل از بعثت .
و اما خاصه كه مقام عصمت را اولين شرط نبوت و خلافت ميدانند ميگويند :
انسان هر چه مقامش بالا رود بايد خود را در پيشگاه عظمت الهى كوچك و حقير و مقصر بداند چنانچه از خود آن حضرت است كه عرض مىكند :
« ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك »
و استغفار كند كه دارد هر روزى چندين