كلمهء « بل » اضراب از ما قبل است كأنّه ميگويند ما آلههاى غير از خدا نمىبينيم بل ما آلههء غير از خدا را نمىپرستيم و اين از روى ترس است كه مرتكب قبيح مثل سارق و قاتل در محكمهء مؤاخذه انكار ميكنند .
كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكافِرِينَ
همين نحو است حال ساير كفّار و معاندين و ناصبين و كسانى كه اهل آتش هستند كه ملحق بكافرين هستند و مكرّر معنى اضلال الهى را تذكّر دادهايم كه آنها را به خود واميگذارد .
[ سوره غافر ( 40 ) : آيه 75 ]
ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ ( 75 )
اين نحو عذاب بواسطهء دو صفت خبيثه كه در شما بود يكى آنكه بواسطهء اينكه بوديد فرحناك و خوشگذران در دنيا به غير حق ديگر آنكه بوديد فيس و افاده و تكبّر ميكرديد .
ذلِكُمْ
اشاره بآيهء قبل است كه در اغلال و سلاسل در حميم و در آتش مىاندازند .
بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
فرح و خوشحالى دو قسم است يكى به حق و بجا و بموقع است مثل فرحناك شدن بتشرّف باسلام و ايمان و توفيق بعبادات و الطاف الهى و نعم پروردگار و ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام و نصب ائمّهء طاهرين براى پيشوايى و وجود علماء اعلام براى هدايت و امثال اينها اين بسيار خوب است و خود عبادت بزرگيست و كاشف از حقيقة ايمان است و يكى به غير حق است : شرك و كفر و ضلالت و بمعاصى و فسق و فجور و بمصايبى كه بانبياء و ائمّهء اطهار و علماء اعلام وارد شد مثل اينكه روز عاشورا را عيد بگيرند كه «
هذا يوم تبرّكت به بنو امية و ابن آكلة الاكباد )
اين كاشف از شدّة عناد و كفر و ضلالت است .
وَ بِما كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ
از براى مرح معانى كردهاند يكى بمعنى فيس و افاده و تكبّر و تجبّر چنانچه ميفرمايد
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ
- لقمان آيهء 17 و نيز ميفرمايد