موت همان تمام شدن روح بخارى حيوانيست كه اين بدن پس از تمام شدن آن بخار از كار ميافتد مثل چراغ كه نفتش تمام شود و مكينه كه بنزينش تمام گردد و برق كه قوهء او بپايان رسد و لكن روح انسانى باقيست در عالم برزخ كه ميفرمايد
وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
مؤمنون آيهء 102 ولى بعض ارواح به اندازهاى قوت دارد كه ميتواند تصرف در بدن بكند مثل روح مقدس پيغمبر ( ص ) كه در قبر لبهاى مباركش حركت ميكرد و عرض ميكرد رب امتى و روح صديقه طاهره كه در حال غسل بدن حركت ميكرد بهر طرفى كه امير المؤمنين ارادهء غسل ميكرد و دستها از كفن به گردن حسنين درآمد و سر مطهر ابى عبد اللَّه كه در موارد زيادى تكلم كرد و حضرت موسى بن جعفر سه مرتبه فرمود
( قتلا قتلا قتلا )
و امثال اينها حتى در قرآن ميفرمايد
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
آل عمران آيهء 163 بلكه روح مقدس رسول و ائمهء طاهرين احاطه بجميع عوالم دارند و حاضر و ناظر هستند حتى از قلوب بندگان بدليل قول تعالى
فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً
نساء آيهء 41 و گفتيم در باب شهادت شهادت علمى هم كافى نيست بايد شهادت حسّى باشد چنانچه از حضرت رسالت است كه اشاره نمود بخورشيد و فرمود على مثل هذا تشهد و گفتند در شهود زنا
« كالميل فى المكحلة »
باشد پس اين آيه دلالت دارد بر اينكه وجود مقدس حضرت رسالت همه جا حاضر و ناظر است حتى از بواطن امور با خبر است و كلمهء هؤلاء اشاره به اين امت است تا دامنهء قيامت بدليل «
مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ
» .
[ سوره الزمر ( 39 ) : آيه 31 ]
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ ( 31 )
پس از مردن شما محققا روز قيامت در پيشگاه پروردگارتان با يكديگر مخاصمه ميكنيد و خصم يكديگر ميشويد .
مخاصمه يوم القيمة هر مظلومى كه به او ظلم شده باشد خصم ظالم مىشود چه ظلم لسانى باشد مثل غيبت تهمت افتراء نمامى فحاشى سعايت و امثال اينها