[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 123 ]
وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ( 123 )
و محققا الياس از فرستادگان خداوند متعال است .
اختلاف است بين مفسرين بعضى گفتند ادريس است لكن خداوند ادريس را برد بعالم بالا كه در سورهء مريم ميفرمايد
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
آيهء 57 و 58 و در مجلد هشتم اين تفسير شرح حال او را مفصلا بيان كردهايم در صفحهء 457 مراجعه كنيد و خلاصهء آن اينست كه ادريس جد نوح بود و به شريعت آدم دعوت ميكرد و در زمان حضرت آدم به دنيا آمد چون آدم تا زمان ولادت نوح حيات داشت و خداوند ادريس را برد بآسمانها در بهشت و پس از ظهور حضرت بقية اللَّه از ياوران آن حضرت مىشود و بعضى گفتند الياس از انبياء بنى اسرائيل بود و شرح حال او اين است كه يوشع ابن نون وصى حضرت موسى چون شام را فتح كرد بنى اسرائيل را در شام جاى داد و هر سبطى را در يك قسمت از شامات مكان داد و در بعلبك سبط الياس را قرار داد و الياس از اولاد هارون بود پسر عموى يسع و سلطان بعلبك به او ايمان آورد لكن زن سلطان او را وادار كرد كه برگردد و مرتد شود و الياس را بقتل برساند الياس فرار كرد در بيابانها و خداوند او را زنده نگهداشت و با خضر در همه سال در عرفات مجتمع ميشوند و الياس موكل در براريست و خضر در جزائر و بعضى گفتند ذا الكفل است و در ذا الكفل هم اختلاف كردند بعضى گفتند الياس است بعضى گفتند پيغمبر بود بعد از سليمان و حكم ميكرد به حكم داود كه به باطن حكم ميكرد و بعضى گفتند پيغمبرى بود قبل از عيسى و شرح حال او در سوره انبياء آيهء 85 گذشت كه فرمود
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ
و ميايد در سورهء ص آيهء 48
وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ
و گفتند ذا الكفل نام نهاده شد براى اينكه سى نفر از انبياء را كفالت مينمود و بالجمله الياس در كنف الهى زنده است و از نظرها غايب است مثل خضر و ادريس و عيسى و حضرت