بقية اللَّه صلوات اللَّه عليهم .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 124 ]
إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ ( 124 )
زمانى كه فرمود از براى قوم خود چرا متقى نميشويد و تقوى پيدا نميكنيد .
قومش كه جماعتى از بنى اسرائيل بودند مشرك و بتپرست بودند و بتى داشتند از طلا و نام او را بعل گذارده بودند و بعل بمعنى بزرگ است و لذا زوج را بعل ميگويند و در حديث است
جهاد المرأة حسن التبعل
يعنى شوهر دارى .
إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ
تقواى آنها پرهيز از بت پرستيست كه رأس تقوى توحيد است كه در هيچ امرى شريك بر خدا قرار ندهند توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى و عبادتى و نظرى كه مفاد كلمهء لا إله الا اللَّه است و گفتيم اين كلمهء طيبه سه دلالت دارد مطابقى التزامى اقتضايى مطابقى توحيد عبادتيست كه معنى إله است يعنى غير او را آلهه قرار ندهيد و نپرستيد مثل بتها و گاو و گوساله و آتش و خورشيد و ماه و كواكب حتى عيسى پرست نباشيد انبياء و ائمه و ملائكه و جن و انس را پرستش نكنيد . التزامى لازمهء توحيد عبادتى ساير اقسام توحيد است ذاتى صفاتى افعالى نظرى اقتضايى اينكه توحيد ذاتى اقتضاء مىكند اطاعة جميع اوامر الهى را و ترك مخالفت و معصيت او را و تصديق جميع فرمايشات او را و تصديق جميع انبياء و رسل و اولياء او را .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 125 ]
أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ ( 125 )
آيا پرستش ميكنيد و ميخوانيد بعل را كه خود بدست خود ساختهايد و واميگذاريد احسن الخالقين را .
و معنى اين نيست كه خالقى غير او باشد و اين احسن آنها است بلكه معنى اينست كه آنچه خلق فرموده و ميفرمايد مطابق حكمت و مصلحت است و كمال حسن را دارد كه بهتر از آن نيست و اين استفهام انكاريست يعنى نبايد چنين باشد بعد بيان ميفرمايد كه احسن الخالقين كيست كه بايد عبادت شود