تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ
است و در سورهء انبياء
فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ
.

[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 99 ]

وَ قالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ ( 99 ) و فرمود من از ميان شما بيرون ميروم و متوجه بپروردگار خود ميشوم زود باشد كه مرا راهنمايى كند . كه مفاد آيهء شريفه
وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ
است انبياء آيهء 71 حديث مفصلى از كافى كلينى روايت شده دربارهء رفتن حضرت ابراهيم خلاصهء آن قريب به اين مفاد است كه حضرت ابراهيم دختر خاله خود ساره كه خواهر لوط بود ازدواج نمود و ساره بسيار زيبا و خوش سيما بود و ماليهء زياد از گوسفندان و غير آنها داشت و حضرت ابراهيم نظر به اينكه نتوانست در ميانهء مشركين بماند و مشاهدهء افعال آنها را بكند و در مقام اذيت به او بودند هجرت كرد با لوط و ساره به طرف بيت المقدس و صندوقى ترتيب داد و ساره را در آن صندوق گذارد كه كسى بجمال او نگاه نكند از روى غيرت به عكس بسيارى امروزه كه دست خانم خود را مكشوفه در منظر هزارها درمياورند و افتخار ميكنند كه اين خانم منست و چون وارد شدند در بيت المقدس حكومت بيت المقدس آنها را گرفت و پرسيد در اين صندوق چيست حضرت ابراهيم امتناع كرد از باز كردن صندوق آنها را فرستاد شام نزد سلطان سلطان خواست درب صندوق را باز كند حضرت ابراهيم آنچه كرد اجابت نكرد و درب صندوق را باز كرد ديد زنى در صندوق است پرسيد گفت اين عيال من و دختر خالهء من است و در صندوق گذاردم كه كسى توجه به او نكند سلطان دست دراز كرد رو به او دستش خشك شد اصرار كرد حضرت ابراهيم دعا كرد رفع شد دفعهء ثانيه خواست باز خشك شد باز الحاح كرد بدعاء ابراهيم برگشت خيلى به ابراهيم احترام گذاشت و يك كنيز بسيار زيبايى بخشيد بساره كه هاجر باشد و ابراهيم را مرخص كرد كه هر كجا مايل است تشريف ببرد و خود ملك همراه ابراهيم آمد وحى رسيد بابراهيم كه مقدم بر ملك نرود ابراهيم توقف كرد تا ملك رسيد او را مقدم داشت سبب پرسيد فرمود خداى من به من چنين وحى فرستاده همين سبب