شرح اين قضيه اينكه چون مشركين فهميدند كه اين معامله را با آلههء آنها ابراهيم كرده خواستند كه تمام مشركين شركت داشته باشند دربارهء آلههء خود در قتل ابراهيم چنانچه ميفرمايد
قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
انبياء آيهء 68 تمام هيزم آوردند و آتش افروختند باندازهاى كه يك دريا آتش شده و در چند ميل به آتش از حرارتش نزديك آن ممكن نبود رفتن متحير شدند كه چه نحوه ابراهيم را بسوزانند به او بگويند خود روانهء آتش شود كه نميرود بخواهند او را ببرند هر كه با او برود آن هم ميسوزد تمهيدى به كار زدند منجنيقى نصب كردند يا شيطان به صورت مردى آمد و دستور منجنيق داد يا بالقاء در قلوب آنها يا خود اين معنا را درك كردند كه مفاد
قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً
است و براى امتحان سنگى در فلاخن گذاردند و رها كردند سنگ در وسط آتش افتاد ابراهيم را در فلاخن گذاردند و رها كردند كه مفاد
فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ
است ملائكه بخروش آمدند كه پروردگارا يك نفر موحد ميانهء يك دنيا مشرك اين نحو بسوزانند خطاب شد برويد و باذن خود او او را يارى كنيد ملك آب آمد كه آتش را خاموش كند اجازه نداد ملك باد كه آتش را در منازل نمروديان بيندازد اجازه نداد جبرئيل آمد عرض كرد ( ا لك حاجة ) فرمود اما اليك فلا عرض كرد از آنكه حاجت دارى بخواه فرمود
علمه بحالى حسبى من سؤالى .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 98 ]
فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ ( 98 )
پس آنها اراده كردند بابراهيم كيدى را كه القاء در آتش باشد پس جعل فرموديم آنها را خوار و خفيف ، و پست .
كه خطاب به آتش شد
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
انبياء آيهء 69 يك مرتبه درياى آتش گلستان شد تختى نصب شد ابراهيم صحيحا و سالما به آرامى بر تخت قرار گرفت اينها تمام خوار و خفيف و سربزير شدند كه مفاد
فَأَرادُوا