عمره فارغ شدند و خواستند محرم شوند باحرام حج
قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى
فرمود اى پسرك من من از روى تحقيق ديدم در حال نوم بدرستى كه تو را ذبح و قربانى ميكردم پس نظر و تأمل كن كه چه نظر دارى و چه رأى ميدهى .
( تنبيه ) نوم انبياء و معصومين نوم رحمانيست خواب شيطانى نيست و به منزلهء وحى الهيست مثل خواب حضرت يوسف كه گفت
إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
يوسف آيهء 4 الى قوله
يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ
يوسف آيهء 101 و مثل خواب حضرت رسالت كه بوزينهها بر منبرش بالا ميرفتند كه بنى اميه باشند بلكه در اخبار داريم كه كسى كه در خواب پيغمبر و ائمه را ببيند آنها را ديده كه فرمودند
من رانى فقد رانى فان الشيطان لا يتشكل بنا
و نيز در تعريف جن گفتند الجن جسم نارى يتشكل باشكال مختلفه حتى الكلب و الخنزير سوى الانبياء و الاوصياء و خواب حضرت ابراهيم همين اندازه بود كه اسمعيل را خوابانيده و كارد به گلويش ميكشد و اما تحقق ذبح را نديده بود بدليل صدقت الرؤياء كه شرحش ميايد بلكه بسيارى از خوابها رحمانيست و آثارش زود ظاهر مىشود خواست حضرت ابراهيم نظريهء اسمعيل را بدست بياورد و الا مأمور بود به اين امر و واجب بود و تخلف پذير نبود .
( تنبيه آخر ) بعض مفسرين تبعا لليهود و النصارى گفتند ذبيح اسحق بوده و بر طبقش هم حديثى نقل كردهاند و اين قول از جهاتى باطل است يكى در بشارت باسحق ميفرمايد
فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ
هود آيهء 74 و اين بشارت با امر به ذبح تناقض دارد زيرا موقع ذبح هنوز يعقوب نيامده بود .
ديگر اين رؤياى در مكه بود پس از سعى و اسحق در شام نزد مادرش ساره بود .
ثالثا در همين سوره بشارت باسحق را در چندين آيهء بعد آيهء 112