حضرت رسول خاموش شد بعلاوه هر فردى در خانهء خود آتش فراهم مىكرد و سجده ميكرد .
دُونَ اللَّهِ
از عبادت و پرستش خداى متعال كناره گرفتهايد و دور انداختهايد
تُرِيدُونَ
اراده قصد و توجه است دست از توحيد كشيدهايد و رو بشرك رفتهايد .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 87 ]
فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 87 )
پس چه گمان بردهايد بپروردگار عالمين .
مسلما يقين بالوهية اين اصنام نداريد فقط يك گمانى بيش نيست چنانچه ميفرمايد
وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
جاثيه آيهء 23 پس گمان شما چيست بپروردگار عالمين كه ميدانيد خالق جميع آسمانها و زمين و خالق شماها و آنچه در زمين و آسمان است و نازل كنندهء باران و اخراج ثمرات و غير اينها او است و بس چنانچه بجميع اينها اقرار داريد چه سبب شده كه براى او شريك قرار دادهايد آن هم اصنامى كه خود ميتراشيد و هيچ شعور و ادراكى ندارند لا - يضر و لا ينفع هستند و قدرت بر حفظ خود هم ندارند .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 88 تا 89 ]
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ( 88 ) فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ ( 89 )
پس نظر كرد يك نگاه در ستارهها پس فرمود بدرستى كه من مريض هستم .
اين دو آيه از مشكلات آيات است كه مراد از نظر چيست و معنى سقيم چيست و مفسرين وجوهى گفتند كه به نظر نميايد و مخالف با مقام ابراهيم است و در اخبار دارد
( ما كذب ابراهيم و ما كان سقيما ) .
( توضيح كلام ) موقوف بر بيان چند مقدمه است :
( مقدمهء اولى ) اينكه باب توريه يك باب واسعيست كه انسان كلامى بگويد كه ظاهرى داشته باشد و مقصود او غير ظاهر باشد بخصوص در مورد خوف و خطر و براى اين يك مثالى مىزنيم و آن اينست كه جماعتى از اصحاب به خدمت حضرت صادق مشرف بودند كه شخصى از اكابر اهل سنت و علماء آنها وارد شد و به حضرت صادق عرض كرد ( ما تقول فى شيخين ) شما چه عقيدهاى داريد در حق