قرشيا » .
بلى خداوند نظر به باطن و قلب دارد نه به ظاهر ، فرداى قيامت
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
( سوره طارق آيه 9 ) .
« ان اللَّه ينظر بقلوبكم لا باعمالكم »
در خبر است . لذا حضرت نوح مىفرمايد .
قالَ وَ ما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
من خبر از باطن آنها ندارم و اينكه چه مىكنند . فقط مأمور به ظاهر هستم .
(
إِنْ حِسابُهُمْ إِلَّا عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ )
امر آنها با پروردگار من است . خود مىداند با آنها چه نحوه حساب كند ، نامه عمل دارند ، شهود روز قيامت هستند . اعضاء و جوارح به زبان مىآيند و شهادت مىدهند با اينكه علم خودش كافى است ولى براى اينكه بر خود انسان و ديگران هم مكشوف شود . دستگاه حساب و ميزان و تطاير كتب و شهود قرار داده ولى كفار كه منكر معاد هستند ، شعور و ادراك ندارند .
(
وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِينَ )
بلكه نمىتوانم طرد كنم ، مسئول پروردگار مىشوم .
(
إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ )
وظيفه من انذار است از روى دليل واضح و برهان قاطع و حجت تام روشن .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 116 ]
قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ ( 116 )
گفتند قوم كه هر آينه اگر دست بر ندارى از اين دعوت اى نوح . هر آينه البته مىباشى از سنگسار شدگان .
كه گفتند آن قدر سنگ بر او مىزدند كه ضجه و ناله مىكرد و از اين جهت او را نوح ناميدند و گفتند پانصد سال براى اينكه قومش به ضلالت بودند نياحه مىكرد و رجم در شريعت مطهره حد زنا محصنه است كه مرد زن دار برود زنا كند يا زن شوهردار برود زنا دهد . ولى هر چه اذيت ديد از قوم ، دست از دعوت بر نداشت تا موقعى كه خطاب رسيد :
وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ
( سوره هود آيه 36 ) .
ابتئاس اندوه است يعنى اندوهگين مباش . پس از اينكه مأيوس شد از ايمان آنها در مقام نفرين به آنها بر آمد كه خداوند دفع شر آنها را از نوح و مؤمنين به او بكند . عرض كرد :
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 117 تا 118 ]
قالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ ( 117 ) فَافْتَحْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِي وَ مَنْ مَعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 118 )