آب فرو رود و زمين بارز شود . لذا به لفظ تأكيد « ان » و لام تأكيد مىفرمايد :
(
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً )
ولى انسان خيرهسر نه باور مىكند و بر فرض قبول متنبه نميشود .
(
وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ )
اما كسانى كه قرآن را منكرند و اسلام را قبول ندارند چندان تعجبى ندارد . عجب از مسلمين است كه هيچ توجه نمىكنند و متنبه نمىشوند و از غضب الهى خائف نيستند و تصور مىكنند كه هميشه در ناز و نعمت هستند و هر غلطى مىخواهند مىكنند و چه اندازه بىحيايى و بى عصمتى و بى عفتى و بى غيرتى و هزار بى . . . . ديگر رواج پيدا كرده .
لطف حق با تو مداراها كند * چون كه از حد بگذرد رسوا كند
و اعجب از همه اينكه در بلاء هستيم و مىسوزيم و باز دست برنمىداريم . اين همه تصادفات كه همه روز بالغ بر چه اندازه مىشود اين همه امراض كه در هر محكمه و مريضخانهها چه اندازه اين همه موت ناگهانيها با گرفتاريهاى شخصى و نوعى ، باز همانيم كه هستيم .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 122 تا 123 ]
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ( 122 ) كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ ( 123 )
گذشت بيان آن .
تكذيب كردند عاد پيغمبران را .
عاد قوم حضرت هود بودند و اينها باغستانها و مزرعهها و نخلستانهاى زيادى داشتند كه در قرآن مىفرمايد
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ
( سوره فجر آيه 6 و 7 و 8 ) و عمارات بسيار مرتفع كه معنى ذات العماد است و عمر طولانى داشتند و اجسام آنها هم بسيار طويل بود و با حضرت هود از يك قبيله بودند كه مىفرمايد :
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 124 ]
إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لا تَتَّقُونَ ( 124 )
و حضرت هود را گفتند : ابن عبد اللَّه بن رباح بن خلود بن عوض بن آدم بن سام بن نوح كه به شش واسطه به حضرت نوح مىرسد و در مجمع البيان اين نحو مىنگارد كه هود بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح كه بسه واسطه به نوح مىرسد .
(
كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ )
چنانچه قوم نوح تكذيب كردند به هر دو معنى كه قبلا تذكر داديم .