مىشود يا ضعف ايمان .
(
وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ )
تقديم اماته بر احياء براى اينست كه حيات اولى را در جمله خلقتى بيان فرموده و اين احياء احياء روز بعث است كه خلق اولين و آخرين جن و انس و بسيارى از مخلوقات مبعوث ميشوند در قيامت
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ
( مؤمنون آيه 15 و 16 ) و اماته و احياء بدست او است و اقسام اماته بسيار است موت حتمى كه قابل تخلف نيست
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
( اعراف آيه 34 ) و همچنين احياء يوم البعث كه ميفرمايد
قُلْ لَكُمْ مِيعادُ يَوْمٍ لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ ساعَةً وَ لا تَسْتَقْدِمُونَ
سبأ آيه 30 و موت معلقى كه منوط به شرط است اگر محقق شد تحقق پيدا مىكند و الا فلا و بسا بدعاء و توسلات و باعمال صالحه تأخير ميافتد و بسا بمعاصى و اعمال سيئه و اخلاق فاسده تقديم پيدا مىكند و موت روحى كه قساوت قلب و سياهى دل مورث مىشود كه ديگر قابل هدايت نيست .
(
وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ )
سؤال : انبياء و ائمه معصوم هستند خطا ندارند . جواب : اينها در پيشگاه احديت خود را كوچك و حقير و مقصر ميدانند كه كوتاهى در عبادت نشده باشد يا ترك اولى از آنها سر نزده باشد يا در معارف كوتاهى نكرده باشند .
چنانچه پيغمبر ( ص ) عرض كرد :
« ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك . »
امير المؤمنين عرض مىكند :
« لا احصى ثناء عليك انت كما اثنيت على نفسك »
و به اين بيان حل بسيارى از آيات در حق انبياء و بسيارى از اخبار در حق معصومين مىشود .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 83 ]
رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ( 83 )
پروردگار من به من موهبت فرما حكم را و مرا ملحق فرما بصالحين .
بعد از اينكه تمجيد الهى كرد بصفات حميده و افعال حسنه در مقام دعا بر آمد و طلب حوائج .
و باب مفصلى در كافى دارد كه موقع دعا و طلب حاجت قبلا تحميد و تمجيد حق كنيد باسماء حسناى الهيه و نه حديث در اين باب ذكر كرده كه مفاد بسيارى از آنها اينست كه :