تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
اطلاق مشرك بر آنها شده كه شريك بر خدا قرار دادند پس خداوند هم داخل در الهه آنها بوده لذا ضمير مذكر آورده و دليل بر اين دعوى استثناء
« إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ »
نموده كه فقط در آلهه شما رب العالمين را معتقدم و بقيه آلههء شما
« عَدُوٌّ لِي »
و در كلمه عدولى هم نظر به اينكه اصنام كه دشمنى با ابراهيم نداشتند بعضى گفتند مراد عبده آنها است كه مشركين باشند كه با موحد كمال عداوت را دارند بعضى گفتند جمله قلب است يعنى من دشمن آنها هستم نه آنها دشمن من باشند و محتمل است مراد اينكه ميانهء من و الهه شما عداوت است كه اين عداوت بنفع من است بواسطهء كلمه « لى » و به ضرر آنهاست كه آنها را خورد ميكنم و ميشكنم
تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ
- الى آخر الآيات - ( انبياء آيه 58 - الى آيه 70 ) شرحش مفصلا گذشت . (
قالَ أَ فَرَأَيْتُمْ )
مراد رؤية عقل و قلب است يعنى عقل شما و رأى شما اينست . (
ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ
اينكه اين اصنام را بايد عبادت كرد و اين ها آلهه هستند اما من بر خلاف عقيده شما اينها را دشمن دانم . (
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي )
فقط يك إله معتقدم و ميان من و او دوستى و محبت است . (
إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ )
اما دوستى خدا همين بس كه ابراهيم را خليل اللَّه نام نهادند و آتش را بر او سرد و سلامت كرد و به او اسماعيل و اسحق را عنايت فرمود و اما دوستى ابراهيم مقام تسليم او بود حتى به جبرئيل فرمود : « حسبى من سؤالى علمه بحالى » حتى دارد بعد از رسول محترم ابراهيم افضل از ساير انبياء بوده حتى در قرآن مجيد امريه رسيد :
ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
( نحل آيه 124 ) .

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 78 تا 82 ]

الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ( 78 ) وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ ( 79 ) وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ( 80 ) وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ( 81 ) وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ( 82 ) پس ابراهيم بيان فرمود تفضلاتى كه رب العالمين در حق او فرموده كه رب - العالمين كيست آن پروردگاريست كه مرا خلق فرمود و پس از خلقت مرا هدايت