تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
جور متبع است در قرآن ميفرمايد
فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ
- الى قوله تعالى -
يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ
- الايه ( نساء آيه 59 و 60 ) حتى گفتند محق ميتواند تقاص كند ولى نزد حاكم جور و به حكم آن حرام است مگر راه استفاده حق منحصر باشد خداوند فرداى قيامت بين موحد و مشرك ، كافر و مسلم مخالف و مؤمن ، ظالم و مظلوم ، مطيع و عاصى ، حق و باطل حكم ميفرمايد
إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ
.

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 79 ]

فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ ( 79 ) پس توكل كن بر خدا و امور را به او واگذار كن بدرستى كه تو بر حق آشكار واضح روشن هستى . مقام توكل از شئون توحيد افعاليست و مكرر گفته‌ايم كه اقسام توحيد پنج قسم است : ذاتى ، صفاتى ، عبادتى ، افعالى ، نظرى و توحيد افعالى هم چهار مرتبه دارد : ( 1 ) اقرار به زبان ولى قلبا امور را مستند باسباب ظاهريه مىداند توحيد منافقين است . ( 2 ) قلبا هم معتقد هست و ايمان دارد لكن ميگويد « ابى اللَّه ان يجرى الاشياء الا باسبابها » و در تعقيب اسباب ميدود توحيد عوام است . ( 3 ) اسباب را مقدمه و وظيفهء خود ميداند و تأثيرات را مستند به خدا معتقد و او را مسبب الاسباب ميداند كه « اذا اراد اللَّه بشىء تهيأ اسبابه » « اى سبب از تو مسبب هم زتو » و توكل در اين مرتبه پيدا مىشود و اين توحيد خواص است و مقام توكل مقام بلنديست
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ
( طلاق آيه 3 ) .
تو كار خود به خدا واگذار و خوش دل باش * كه رحم اگر نكند مدعى خدا بكند
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
( آل عمران آيه 159 ) . ( 4 ) هيچ نظر باسباب ندارد بود و نبودش در نظر او مساويست و تسليم صرف آنچه مقدر است مىشود « المقدر كائن » « هر چه آن خسرو كند شيرين بود » . سؤال : اگر چنين است انسان نبايد در مقام تحصيل اسباب برآيد نه اشتغال بكسب و نه نزد طبيب و نه جهاد با كفار هر چه شد نيست مىشود .