موقعى كه وارد بهشت و جهنم ميشوند مقام حق اليقين است كه متنعم يا معذب هستند .
(
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها )
و بر فرض از قول انبياء و قرآن مجيد شك داشته باشند به حكم عقل چون احتمال خطر ميرود ، دفع ضرر محتمل واجب است بايد بروند و تحقيق كنند و حق و باطل را از هم جدا كنند مثل احتمال سارق و قطاع طريق و حيوانات موذيه كه عقل ميگويد تا قطع به نبود آنها پيدا نشود اقدام نكند و بايد فحص كرد لكن اينها علاوه از اينكه شك دارند در مقام تحقيق و فحص برنميايند .
(
بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ )
كورند كأنه ابدا خبرى ندارند و به گوش آنها نخورده چنان هوى و هوس و شهوت چشم و گوش آنها را بسته بسيار مورد تعجب است در امر دنيا به مجرد احتمال نفع در مقام تحصيلش ميدوند و به مجرد احتمال ضرر فرار ميكنند و در امر آخرت كور و كر هستند مراد كورى قلب است چنانچه مىگويى كور باطن و در قرآن ميفرمايد
إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً عَمِينَ
( اعراف آيه 64 ) .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 67 ]
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَ إِذا كُنَّا تُراباً وَ آباؤُنا أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ ( 67 )
و گفتند كسانى كه كافر بودند آيا زمانى كه ما خاك شديم و همچنين پدران ما آيا محققا ما هر آينه خارج ميشويم و زنده ميگرديم ؟
خاك آدم شدن به نظر كفار بسيار عجيب ميآيد لكن قدرت حق را منكرند با اينكه خداوند نمونه آن را در دنيا بسيار موارد نشان داده در قضيه ابراهيم كه گفت
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
( بقره آيه 260 ) كه امر شد چهار مرغ بكوبد و بر سر كوهها گذارد تا آخر و در قضيه عزير كه
مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
( بقره آيه 259 ) در قضيه موسى و ذبح بقره كه فرمود
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها
( بقره آيه 73 ) در قضيهء عيسى كه گفت
وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ
( آل عمران آيه 49 ) در قضيه شاهزاده خراسانى كه يهود كشتند و بدعاء حضرت رسول زنده شد ، در قضيه هفتاد نفر كه با موسى در ميقات رفتند و گفتند
لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ
الى قوله تعالى -
ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ
( بقره آيه 55 و 56 ) بلكه از