علم ، قدرت ، حيات و بقيهء برگشت به اين سه قديم ، ازلى ، ابدى ، سرمدى ، سميع بصير ، خبير ، مريد ، مدرك ، علىّ ، رفيع ، كبير ، عظيم ، چنانچه مكرر بيان شده .
جملهء ثانيه : غيب مقابل شهود است يعنى از نظر غائب است و غيب ذى مراتب است حتى در غياب كسى اگر صحبت نامناسبى كردى غيبت مىگويند :
و معصيت بسيار بزرگيست كه گفتند :
( الغيبة اشد من الزنا )
و امام عصر را غائب مىگويند :
چون از انظار مستور است و بر خداوند چيزى مستور و غائب نيست (
عالِمِ - الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ
الآية ) سبأ آيهء 3 (
وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
) طلاق آيهء 12 .
جملهء ثالثه : در موضوع علم غيب بسيارى از عامه قائل شدند به اينكه علم غيب مختص ذات اقدس او است ، بواسطهء اطلاق آيات بسيارى مثل (
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَ ما يَشْعُرُونَ
) نمل آيهء 66 و لكن جواب آنها اينست كه اين آيات تقييد شده به آيهء شريفه .
(
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
) جن آيهء 26 و 27 و توضيح كلام اينكه علم غيبى كه مختص به اوست علمى است كه از حد ممكن خارج است و غير محدود است مثل علم ذات به ذات كه مقام غيب الغيوبى است و اما علمى كه از ناحيهء او افاضه مىشود بر بعضى كه بر ديگران غيب است بر مستفيض غيب نيست مثل علم حضرت رسالت و ائمهء طاهرين به جميع ما سوى اللَّه سر تا سر ممكنات گذشته و آينده و دون آنها ، علومى كه به ساير انبياء و ملائكه افاضه شده كه بر ديگران غيب است و همچنين به مؤمنين مثل علم بظهور بقية اللَّه و رجعت ائمه و خصوصيات معاد .