امتيازى نيست و ماهيت هم غير وجود است و وجود عارض ماهيت است .
( ان الوجود عارض الماهية تصورا و اتّحدا هوية ) پس مركب از وجود و ماهية است و تركيب با وجوب وجود سازش ندارد ، چنانچه گفتند :
تركيب از لوازم امكان است كه گفتند الممكن زوج تركيبى و مركب را سه قسم گفتند : تركيب خارجى ، ذهنى ، عقلى .
اما تركيب خارجى مثل اجسام و عوارض اجسام ، و اما تركيب ذهنى اينكه ماهيات را سلب وجود خارجى كنى و وجود ذهنى دهى ، و امّا تركيب عقلى اينكه مركب از وجود و ماهيت است .
بعلاوه ماهيت محدود است و وجود حضرت إله نامحدود و با هم سازش ندارند ، لذا مىگوئيم ذات مقدسش صرف الوجود و محض الوجود و بحت - الوجود است .
(
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
) كه خدا را نشناختند و اين اوصاف امكانيه را بر او گفتند .
[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيه 92 ]
عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 92 )
عالم به غيب و شهود است ، پس بالاتر از اين است كه براى او شريك قرار دهند . كلام در اين آيهء شريفه در سه جمله واقع مىشود .
جملهء اولى : علم عين ذات و از صفات ذاتيه است و توضيح آن اينكه گذشت كه صرف وجود است و اعلى مراتب وجود غير محدود و غير متناهى نه اول دارد و نه آخر و البته داراى جميع مراتب وجود است به بساطته و وحدته و علم يك مرتبه از مراتب وجود است مثل ساير صفات ذاتيه كه عمدهء آنها سه صفت است