و امثال آنها از زمان هلاكت عاد تا زمان موسى چه بسيار از انبياء آمدند و چه بسيار قرنها كه اكثر تكذيب انبياء مىكردند و به بلاهاى گوناگون گرفتار مىشدند و از بين مىرفتند و هلاك مىشدند كفر و شرك و عصيان و ظلم نه فقط عقوبت اخروى و عذاب ابدى داشته باشد ، بلكه در همين دنيا مضرات بسيارى دارد بالغ برده مضرت .
1 - سياهى قلب 2 - قساوت قلب 3 - تسلط شيطان 4 - سلب توفيق 5 - زوال نعم 6 - نزول بلاء 7 - بعد از رحمت 8 - هموم و غموم دنيوى 9 - كوتاهى عمر 10 - ذلّت و خوارى .
و منشأ تمام اينها سه چيز است :
1 - علاقهء به دنيا و زخارف آن كه فرمود
( حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة )
2 - هواهاى نفسانى كه (
إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ
) يوسف آيهء 53 و مىفرمايد (
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
) جاثيه آيهء 22 .
3 - متابعت شياطين انسى و جنّى و اين سه چيز پرده روى عقل مىاندازد و ديگر درك حسن و قبح نمىكند و چشم عقل كور مىشود و كر و لال (
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ
) بقره آيهء 166 .
و امّا عقل آن هم به تنهايى كافى نيست ، زيرا اولا عقول مختلف است از حيث ضعف و قوّه ، و ثانيا عقل تمام محسّنات و مقبّحات را درك نمىكند و به تمام مصالح و مفاسد پى نمىبرد ، لذا بر خداوند لازم شد كه رسولانى بفرستد كه انسان را آگاه كند به جميع مصالح و مفاسد از اين جهت عقل را رسول داخلى و باطنى گفتند و رسول را عقل ظاهرى و خارجى شمردند .