و رابعا : حضرت ايّوب در عصر خود در عزّت و شرافت و حسب و نسب و ثروت و دولت عديل و نظير نداشت ، اما حسب و نسب او به سه واسطه به يعقوب مىرسيد ، و عيالش نامش رحمة بود به يك واسطه به يوسف مىرسيد ، و در حسن و جمال شبيهترين خلق بود به يوسف چون پدرش خواب ديد كه يوسف پيراهن خود را به اين دختر رحمة پوشانيد و گفت اين حسن و جمال من است به تو پوشانيدم و پدرش از انبياء بود ، و ايّوب هم پدرش نبى بود و ثروت زيادى داشت كه به ميراث به ايّوب رسيد .
و در خبر از حضرت صادق عليه السلام بروايت تحفة الاخوان از ابى بصير است كه :
ايوب هزار اسب و هزار ماديان و هزار بغل و هزار بغله و سه هزار شتر و هزار و پانصد ناقه ، و هزار بقره ، و ده هزار گوسفند و پانصد ميش و سيصد خر ماده داشته و هر ماديانى يك يا دو يا سه كرّه داشته و هر ناقه فصيل داشت و همچنين جميع مواشى او ، و بر هر پنجاه از اين حيوانات يك راعى كه مملوك او بود و هر مملوكى اهل و اولاد داشت . اين يك قسمت از حديث بود نقل كرديم ، و اولاد زيادى پسر و دختر داشت كه در عدد آنها و اسامى آنها اخبار مختلف است و تمام اين دولت و ثروت و اولاد آن هلاك شدند و از بين رفتند و مفاد :
« أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ »
اين است كه شيطان در پيشگاه احديت عرض كرد كه اين شكر گزارى ايّوب براى اين وفور نعمت است ، خداوند براى اظهار مقام ايّوب مبتلاى به اين بلاها نمود و هر چه بلاى او زيادتر مىشد ، شكر گزارى او زيادتر ميشد ، ولى در اين آيهء شريفه نسبت به شيطان نداده بلكه عرض كرد :
(
أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
) .