انبياء مىشود از امراض و ذهاب مال و اهل و امثال آنها چنانچه كلينى از حضرت صادق عليه السلام مسندا روايت كرده كه فرمود :
« ان اللَّه عز و جل يبتلى المؤمن بكل بليّة و يميته بكل ميتة و لا يبتليه بذهاب عقله ، الا ترى ان ايوب كيف سلّطه عليه ابليس على ماله و ولده و على اهله و على كل شىء منه و لم يسلطه على عقله تركه له ليوحد اللَّه به » .
و ثانيا : شيطان همچو تسلّطى ندارد و قدرتى كه بتواند مال كسى را ببرد يا كسى را تلف كند يا ضرر بدنى وارد كند اگر چنين بود يك نفر مؤمن را روى زمين باقى نمىگذاشت فقط كار شيطان وسوسه است مقابل الهام ملك ، و ابتلاهاى ايّوب از شدّت مرض و ذهاب مال و اولاد و اهل فعل الهى است چنانچه مكرر بيان شده در باب توحيد افعالى خلق و رزق و احياء و اماته و صحت و مرض و غنا و فقر و عزّت و ذلت مختص به خدا است شريك ندارد . شيطان وسوسه مىكرد بلكه بتواند ايوب را از شكر الهى باز دارد و هر چه بلا شدّت مىكرد ايوب شكر گزاريش بيشتر مىشد چنانچه انسان اگر در منتهى درجهء بلا افتد نظر كند كه آن قدر نعمت به او افاضه شده كه از عهدهء شكر كوچكترين آنها بر نمىآيد حتى نفس شكر هم به توفيق الهى است و آن هم شكرى لازم دارد و هكذا الى غير النّهاية .
و ثالثا : ابتلاهاى ايّوب نه از جهت تقصيرى باشد حكمت بلاها بسيار است كه يكى از آنها ارتفاع درجه است ، و يكى امتحان است و حكمتهاى ديگر « البلاء موكّل بالانبياء ثم الاولياء ثم الامثل فالامثل » .
هر كه در اين بزم مقرّبتر است * جام بلا بيشترش مىدهند
هر كه بود تشنهء ديدار دوست * آب دم نيشترش مىدهند
از ابى عبد اللَّه عليه السلام است فرمود :
« و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف الا انه خير لى موضعا انا لاقيه ( الخطبه ) » .