تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
قائم باشد آن هم تقليد ندارد . بلى در أحكامى كه باب علم منسدّ باشد بايد يا به اجتهاد دست آورد يا احتياط نمود و بر كسانى كه قوهء اجتهاد ندارند تقليد كنند آن هم با شرائط زيادى كه بايد مقلّد بفتح مجتهد مطلق باشد تقليد متجزّى جايز نيست ، عادل باشد تقليد فاسق يا غير معلوم العدالة جايز نيست ، كثير السهو و النّسيان نباشد ، از طريقهء مألوفه خارج نباشد بلكه بعضى اعلميت را هم شرط دانسته اگر چه دليلى ندارد و تشخيص اعلم هم نوعا ميسور نيست . (
قالُوا
) : مشركين (
وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ
) : از زمان آدم تا زمان نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد ( ص ) در هر طبقه مشركين بسيار بودند و اكثريت با آنها بود و مؤمنين در قلّت بلكه غايت قلّت بودند ، و بقول عوام دين آبائى و أجدادى خود را رها نمىكنيم و لو بر خلاف آن هزار معجزه و دليل اقامه شود ، و امروز قضيّه نحوهء ديگر شده تقليد اروپا و كفّار رواج پيدا كرده و دست از دين حقّه كه پدران و اجداد آنها داشتند برداشته و آنها را كهنه پرست و امّل شناخته .

[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 54 ]

قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 54 ) حضرت ابراهيم فرمود : هر آينه بتحقيق هستيد شما و آباء شما در گمراهى آشكار . ضلالت دو قسم است : يك قسم اينكه حقّ بر انسان مخفى مىشود و امر مشتبه مىشود مثل كسى كه راه را گم كند و بيراهه رود اين قابل هدايت است كه اگر راه نمايى او را متذكّر كند بر ميگردد ، و اينها آن كفّار و مشركين و مخالفين هستند كه به راهنمايى انبياء و أوصياء و علماء پس از اقامهء معجزه و دليل بر مىگردند و در طريق حقّ وارد مىشوند . انبياء و ائمّه براى هدايت اين دسته و همچنين علماء أعلام آمده‌اند .