يك : شجاعت كه يك نفر در مقابل ألوف قيام كند آن هم در باب توحيد مقابل ألوف مشركين و خردلى خوف و وحشت پيدا نكند حتى در مقابل نمرود با او بحث كند و اثبات توحيد كند و ابطال شرك و دعوى الوهيت او .
دو : در ايمان حتّى بجايى برسد كه بفرمايد :
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »
انعام آيهء 75 .
سه : در اطاعت حتّى در ذبح اسماعيل .
چهار : در نبوّت و رسالت و امامت كه بعد از رسول محترم أفضل از جميع انبياء و رسل بود و پيشواى جميع افراد ناس كه بفرمايد :
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
. . . الاية » بقرة آيهء 118 . و مقام امامت بالاتر از مقام رسالت و نبوّت است و انبياء بعد از ابراهيم با اينكه مقام رسالت و اولو العزمى هم داشتند مثل موسى و عيسى لكن امامت بر جميع ناس نداشتند ، پس از ابراهيم فقط پيغمبر أكرم و ائمّهء اطهار اين مقام را داشتند .
پنج : در خبر دارد : از حضرت صادق عليه السلام سؤال كردند كه : چرا حضرت موسى مشاهده سحر سحره را كرد :
« فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً »
و حضرت ابراهيم چون مشاهده آتش نمروديان كرد خوفى پيدا نكرد ؟ - حضرت فرمود : ابراهيم چون در صلب او أنوار مقدّسهء محمّد و آل بود و در موسى نبود .
(
مِنْ قَبْلُ
) : ممكن است قبل از موسى و هارون باشد ، يا قبل از محمّد ( ص ) باشد ، يا قبل از مقام بلوغ و رشد بدنى باشد .
(
وَ كُنَّا بِهِ عالِمِينَ
) : كه لياقت اين مقامات را داشت به او عنايت شد . زيرا هر كسى كه به اندازهء قابليّت به او افاضه مىشود .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 52 ]
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ ( 52 )
زمانى كه گفت به پدرش آذر و قوم او مشركين : چيست اين بتها كه