تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و ما در مسألهء نبوّت عامّه در مجلّد أوّل كلم الطّيّب گفتيم : كه راه تحصيل قابليّت منحصر است به اينكه خداوند انبياء بفرستد و كتب نازل فرمايد و دستورات بيان كند كه راه را به بشر و جنّ نشان دهند و جنّ و انس هم شدّت احتياج را دارند به رسل و انبياء ، و الّا تمام اين دستگاه لغو و لعب مىشود لذا مىفرمايد : (
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ
) : عالم بالا از كرات علويّه مثل شمس و قمر و ساير كواكب و كرسى و عرش . (
وَ الْأَرْضَ
) : عالم سفلى از كرهء زمين و ماء ، و آنچه در آنها است از جنّ و انس و حيوانات و نباتات ، و جمادات از جواهرات و فلزّات و معادن . (
وَ ما بَيْنَهُما
) : از هواى مجاور و رياح و أمطار و ابرها . (
لاعِبِينَ
) : تمام از روى حكمت و مصلحت بوده .

[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 17 ]

لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ ( 17 ) اگر بر فرض محال ما اراده داشتيم كه اخذ لهو كنيم هر آينه اتخاذ ميكرديم از نزد خود اگر بوديم از فاعلين لهو . نوع مفسرين تفسير كردند لهو را به اختيار زوجه و ولد چنانچه نصارى در حق مريم و عيسى گفتند و يهود در حق عزير ، و در اين تورات مجعوله آدم را ابن اللَّه شمرده . و استدلال كردند به آيهء شريفه :
« أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ »
كه كثرت أولاد و أزواج و اموال است . و لكن اين تفسير بسيار غلط و باطل است بلكه مراد از لهو كارهاى باطل است ، ملاهى أباطيل است كه انسان را از حق غافل مىكند . چنانچه امروز مشاهده مىشود اين‌هايى كه مشغول به آلات لهو هستند به كلى از