قوم نوح غرق شدند بكلّى نه از آنها نسلى باقى ماند نه عمارتى نه اندوختنى ، و همچنين عاد به باد در هم كوفته شدند تمام عمارات آنها خراب شد حتّى گفتند : سنگهاى عظيم را باد بلند مىكرد و به كوه مىزد و ريز ريز ميشد ، مردان قوى را بدامنهء كوهها مىزد و اجزاء بدن آنها را پراكنده مىكرد ، ثمود را صاعقه مىسوزانيد خاكسترى مىشدند ، صيحه تمام روحها را از قالب تهى مىكرد ، خسف تمام آنها را در قعر زمين فرو مىبرد ، سنگ ريزهء آنها را كعصف مأكول مىنمود و هكذا .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 16 ]
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ( 16 )
و خلق نكرديم آسمان و زمين و آنچه بين آنهاست از روى لعب و لهو و بيهوده بدون حكمت و مصلحت و فائده .
آنچه از آيات شريفه و أخبار كثيره و براهين عقليّه استفاده مىشود اين است كه تمام اين مخلوقات را خداوند براى انسان خلق فرموده : ( خلق لكم ما في السماوات و ما فى الارض ) تمام براى رفع احتياجات بشر بوده از كرات علويّه و سفليّه ، و حيوانات و نباتات و غير اينها ، و بشر را هم براى اين عالم فانى خلق نفرموده بلكه براى عالم باقى چنانچه از أمير المؤمنين است فرمود :
« خلقتم للبقاء لا للفناء »
از مرحوم شيخ بهايى است فرمود : « الانسان مسافر و منازله ستّة :
( 1 ) - أصلاب آباء ( 2 ) - أرحام امّهات ( 3 ) - عالم دنيا ( 4 ) - عالم برزخ ( 5 ) يوم القيامة ( 6 ) - بهشت يا جهنّم » .
و البتّه بايد انسان قابليّت آن عالم را پيدا كند تا تفضّلات الهى در محلّ غير قابل نباشد ، و تحصيل قابليّت منحصر است به اين عالم دنيا كه در تحت اختيار عبد است ، در ساير عوالم ممكن نيست نه در اصلاب آباء و نه در أرحام امّهات و نه در عالم برزخ و نه در قيامت .