فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً
لن براى نفى تابيد است يعنى هرگز نميتوانى تحصيل آب كنى و بكلّى از بين ميرود چنانچه قارون با آن ثروت كذايى كه كليدهاى خزينه هاى او را بار شتر قوى مىكردند يك مرتبه به زمين فرو رفت و خسف شد
فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ
قصص آيه 81 .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 42 ]
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً ( 42 )
و رفت گردش كند اطراف بستان به بيند آيا ثمرى در بعض آن درختها باقى مانده ديد بكلّى از بين رفته پس صبح كرد در حالى كه دو كف دستها را بهم ميماليد به اينكه چه اندازه خرج ساختمان بستان كرده كه تمام روى هم ريخته و ميگويد اى كاش من شرك نياورده بودم به پروردگار خود احدى را
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ
صاعقه و آتش تمام ثمرات را سوزانيده و به تمام احاطه كرده
فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ
آثار ندم و پشيمانيست كه دست ميماليد و اين پشيمانى نه از جهت ايمان باشد كه ايمان آورده باشد بلكه از جهت تأسف بر اينكه اين نحو شده از جهت علاقه و دلبستگى
عَلى ما أَنْفَقَ فِيها
بعضى گفتند براى ساختمان كه در باغ كرده بود و بعضى گفتند جدران و ديوارهاى باغ بود كه بكلّى خراب شده بود
وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
اگر بنا بوده اوّل طاق فرو مىريزد سپس جدران روى طاق و اگر جدران بوده از سر برمىگردد و ريزش مىكند سپس پائين جدران روى آن ريخته مىشود
وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً
كلام صاحب خود را شنيده بودم و كافر به خدا نشده بودم اينهم ايمان نيست فقط براى ذهاب مال است كه چرا چنين شده و از دست رفته .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 43 ]
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً ( 43 )
پس از زوال اموالش و خرابى بستانش آن عدّه و عدّة كه اطرافش بودند