رفتند و نيست از براى او فئه و كسانى كه يارى كنند او را غير خداوند متعال و نيست او يارى شده بقول عوام ( تا پول دارى رفيقتم ) اهل دنيا البته توجه آنها بجائيست كه محبوب آنها آنجا است هر جا كه مال و منال باشد رو به او ميروند چنانچه اهل آخرت و ايمان و دين هم توجه آنها به خداوند متعال است زيرا جميع خيرات دنيوى و اخروى آنجا است و بدست قدرت او است و كسانى كه محبوب آنها ذات مقدّس اوست تمام توجّه آنها به اوست چنانچه در حديث است
اذا اشتغل اهل الجنة بالجنة اشتغل اهل اللَّه باللَّه .
( گر بشكافند سر و پاى من * جز تو نجويند در اعضاى من )
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ
فئة جمعى از اشخاصى كه جند و بسته به او هستند ديگر حتّى برادر و اولاد از او دورى مىكنند و در هيچ امرى او را يارى نمىكنند
يَنْصُرُونَهُ
حتى نزد زن خود هم مهجور مىشود
وَ ما كانَ مُنْتَصِراً
كيست بتواند از بليّات دنيوى و عقوبات اخروى او را نجات دهد چنانچه تمام كفار و مشركين و ضالّين چنين هستند نه مشمول شفاعت هستند و نه قابليت رحمت دارند صريحا ميفرمايد :
فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ
اعراف آيه 156 .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 44 ]
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً ( 44 )
در اين موقع ولاية مختص به خداوند متعال است ولاية حقّه حقيقيّة مختص بذات اقدس حق تبارك و تعالى است و او بهتر ثواب و اجر عنايت مىكند و بهترين عاقبت است .
هنالك اشاره به اين است كه در هر حالى چه در نعمت باشى و چه در بلا در تحت قدرت او هستى الولاية ولىّ اطلاقاتى دارد بر دوست بر ناصر بر صاحب اختيار و غير اينها اطلاق مىشود و ولاية كلّيهء ذاتيّه مختص است ( للَّه ) و ساير ولايات مثل