ولاية نبى و امام و اب و جدّ و حاكم شرع و قيّم جعليست بجعل الهى ( الحق ) ممكن است حق صفت للَّه باشد كه يكى از اسامى الهيه حق است بمعنى ثبات و بقاء و اشاره بمقام واجب الوجوديست و ممكن است صفة ولايت باشد كه ولاية حقّه حقيقيّة مختص به او است در مقابل ولايات باطله ظالمانه كه سلاطين و جبابره و متكبران بر زير دستان خود دارند
هُوَ خَيْرٌ ثَواباً
.
مثوبات الهى بهتر است از زخارف دنيوى و مشتهيات نفسانى چه در دنيا هر نعمتى افاضه فرمايد از روى حكمت و مصلحت و بجا و بموقع است و چه در آخرت آن تفضلات و عنايات و مثوباتى كه باهل ايمان افاضه مىشود
وَ خَيْرٌ عُقْباً
آن بهتر است چون دوام و ثبات دارد بخلاف اين زخارف و مشتهيات نفسانى كه فنا و زوال مقرون به او است يا از دست مىرود يا انسان ميگذارد و ميرود .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 45 ]
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً ( 45 )
و بزن از براى اين متكبّرين و متموّلين و كفّار و مشركين مثل حيات دنيوى را مثل آبى است كه ما نازل كنيم او را از طرف بالا ، پس آميخته شود به آن گياه هاى زمين . پس صبح مىكند خشك و در هم شكسته پراكنده مىكند آنها را بادها و هست خداوند بر هر چيز مقتدر .
توضيح كلام : اينكه در بيابانها كه وسيله آب از نهر و چشمه و چاه نيست و زمين خشك و ساده است موقعى كه باران مىبارد گياههاى خود روى در آنها مىرويد و زمين سبز و خرّم مىشود ، پس از آن باران قطع شود بفاصله كمى زمين خشك مىشود و اين علفها چون ريشه ثابتى ندارد و آب به آنها نمىرسد خشك مىشود و بتوسط بادها پراكنده بيابان مىشود خداوند حيات دنيوى را تشبيه به اين گياهها فرمود چهار صباحى تر و تازه و خرّم مىشود ، سپس رو بنكس ميگذارد تا اجل ميرسد خشك مىشود ، پس از آن خاك مىشود چون ريشه ثابت ندارد ، مثل