حيات اخروى نيست كه ابد الآبادتر و تازه نه نكس دارد و نه خشك مىشود و نه پراكنده لذا ميفرمايد :
وَ اضْرِبْ لَهُمْ
مرجع ضمير هم ، كسانى هستند كه مغرور به دنيا شدند و علاقهمند به مال و جاه و رياست آن شدند يا من به دنيا اشتغل - قد غرّه طول - الأمل - و الموت يأتى بغتة - و القبر صندوق العمل
مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا
كه تمام لذائذ و نعم آن مخلوط و مقرون بهزار گونه بلا و مصيبة است
دار بالبلاء محفوفة و بالغدر موصوفة
دار محنة و بلية
كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ
ماء ، آن ماء الحيوة است كه آن به آن افاضه مىشود مثل باران كه قطره قطره نازل مىشود
فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ
نبات روح مال و بنون و عشيره و قبيله و رياست و غلبه است
فَأَصْبَحَ هَشِيماً
كه اجل رسيد تمام آنچه داشت پراكنده صحراى دنيا شده مالش رياستش نصيب ديگران شد
تَذْرُوهُ الرِّياحُ
تمام را باد برد و بهر گوشهاى انداخت
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً
قدرة توانايى است ، اقتدار تسلط و غلبه است ، تمام تحت سلطه او هستند ، تمام اينها عاريه است ، يك روز ميدهد و يك روز پس ميگيرد .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 46 ]
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً ( 46 )
مال و پسران زينة حيات دنيا هستند ، ولى اعمال صالحه كه بر انسان باقى مىماند بهتر است نزد پروردگار توهم از حيث ثواب و هم باعث اميدوارى است .
انسان سه چيز دارد كه در دنيا به او عنايت شده كه موقعى كه به دنيا آمد هيچ نداشت ، يكى مال است كه بدست آورده تا حين موت است ، بلكه قبل الموت كه گفتند منجزات مريض از ثلث خارج مىشود ، و تعبير بمال از باب مثال است بلكه مطلق دارايى از جاه و مقام و رياست و عنوان دوّم بنون و اينهم از باب مثال