[ سوره هود ( 11 ) : آيه 29 ]
وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالاً إِنْ أَجرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ ( 29 )
و اى قوم من سؤال نميكنم از شما بر اين رسالت و دعوت مالى مزد رسالت از شما نميخواهم نيست مزد من مگر بر خداوند تبارك و تعالى و من هرگز طرد نميكنم كسانى را كه ايمان آوردهاند محققا آنها فرداى قيامت در پيشگاه الهى وارد ميشوند و لكن من مىيابم شما را جاهل نادان .
وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالًا
به تحقيق در كليه عبادات معتبر است قصد قربت و خلوص اگر كسى عبادتى كرد بطمع مال و جاه و اسم و عنوان باطل و حرام است چه رسد بمسئله رسالت و هدايت و ارشاد بندهگان ، توهّم نشود كه پيغمبران طمعى بمال مردم داشته باشند فقط غرض آنها بر حسب مأموريت نجات بندهگانست از جهالت و ضلالت و خلاصى از عذاب الهى .
إِنْ أَجرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ
همان كه مرا فرستاده و امر فرموده مزد و اجر مرا آنچه مقتضاى فضل و كرمش هست عنايت ميفرمايد .
وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا
براى اينكه ايمان موجب قرب الى اللَّه است و فرق بين سياه و سفيد ، كبير و صغير ، غنى و فقير ، شريف و وضيع نيست و طرد آنها موجب غضب الهى مىشود و البته كارى كه موجب غضب شود از مثل پيغمبر اولوا العزمى محال است صادر شود
إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ
و شكايت كنند كه پروردگارا پيغمبر فرستادى ما اجابت كرديم ما را به خود راه نداد چه جوابى دارم و چه عذرى بياورم كه مورد قبول گردد .
وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ
كه ملاك شرف و بزرگى را مال دنيا و رياست و زخارف آن ميدانيد با اينكه ملاك سعادت و قرب به خدا و دخول جنت است .