جزا ميدهيم ظالمين را .
قالوا ظاهرا قائل پسران يعقوب باشند و ممكن است تمام عير كه خطاب شده بود به آنها باشند جزاؤه بعضى گفتند جزاء سرقت در آن زمان استرقاق سارق بوده ، بعضى گفتند يك سال خدمت بوده لكن ظاهر اينست كه جزاء نگاه داشتن و حبس سارق باشد آن هم به مقدار سرقت اگر امر عظيمى و مهمى باشد مدتش زياد مىشود و اگر كم باشد و مختصر مدتش قليل مىشود چنانچه امروز هم مرسوم تمام دول دنيا حتى دول اسلامى همين است فقط دين مقدس اسلام و نص قرآن قطع يد است آن هم طبق مذهب شيعه بنص اخبار فقط چهار انگشت غير از ابهام آن هم شرائطى دارد كه به حد نصاب برسد و از حرز باشد و شرائط ديگر كه در باب حدود مذكور است كه در قرآن ميفرمايد
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما
مائده آيه 42 .
مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ
فقط آن كسى كه عين مسروقه در رحل و بار او باشد مسئول است با اينكه مجرد و جدان در رحل اثبات سرقت نميكند زيرا ممكن است ديگران عمدا يا غفلة در رحل او گذارده باشند چنانچه واقعش هم همين بوده و اقامه شهودى هم نشده و اقرار بسرقت هم نكرده و غرض بهانه بوده كه خود آنها اعتراف به اين حكم كنند .
فَهُوَ جَزاؤُهُ
مرجع ضمير هو صاحب رحل است و مرجع ضمير جزاؤه عين مسروقه كه ما وجد باشد كه صواع ملك است و معنى اين نيست كه خود او جزاء باشد بلكه مراد اينست كه جزاء سرقت هر چه هست متوجه به او است و اين جمله زياده بيان است و الا جمله قبل كافى بود .
كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ
سه احتمال در اين جمله ميرود : 1 - كلام پسران يعقوب باشد كه در شريعت ما چنين است كه جزاء هر ظالمى به خود آن