تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
بر كسى كه برده برگرداند و حقى ندارد كه مطالبه اجرت كند لكن چون همچه قولى داده شد براى اطمينان طرف عهده‌دار شد . و ممكن است بگوئيم كه غرض او اينست كه تعمدا نبوده بر سبيل اتفاق بوده كه نسبت دزدى هم به او ندهيم كه موجب بدنامى شود لذا بفقدان تعبير كرده نه بسرقت كه بترسد كه مورد مؤاخذه شود .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 73 ]

قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كُنَّا سارِقِينَ ( 73 ) گفتند برادران يوسف به خدا قسم هر آينه بتحقيق ميدانيد ما نيامديم در شهر شما براى اينكه فسادى در روى زمين بكنيم و ما نيستيم دزدان . قالوا خطاب و لو بعير بود لكن برادران يوسف براى تبرئه خود از اين تهمت قسم ياد كردند گفتند تاللّه قسم جلاله سه قسم است باء و تاء و واو باللّه تاللّه و اللَّه و در باب مرافعه كه فرمود البينة على المدعى و اليمين على من انكر اگر بينه اقامه نكرد حاكم حكم قسم صادر مىكند بر منكر و منكر بايد بيكى از اين سه قسم قسم ياد كند يا ردّ قسم كند و مدعى قسم ياد كند بر طبق دعواى خود .
لَقَدْ عَلِمْتُمْ
هر آينه بدانيد كه جهت آمدن ما براى تأكيدات ملك بود كه حتما بيائيم و برادر خود را بياوريم ملك ملاقات نمايد حتى يك نفر ما شمعون را بعنوان رهن و گرو گرفت كه ما بيائيم حسب الامر ملك آمديم .
ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ
نه جاسوس بوديم و نه به خيال جنگ آمده بوديم حتى گفتند دهان مراكب خود را بسته بودند كه نبادى بكشت و زراعت آنها آسيبى وارد شود و مورد قسم و متعلق علم تا اين اندازه بود كه بر آنها معلوم بود
وَ ما كُنَّا سارِقِينَ
جمله ديگر است كه خبر ميدهند كه ما دزد نيستيم