تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
گرفته باشد ما بلند ميكنيم درجات هر كه را اراده كنيم و فوق هر صاحب علمى عالمى است . فبدء فاعل بدء يوسف است با اينكه مسلما يوسف مباشر نبوده لكن چون بامر او و دستور او بود استناد فعل به او داده شده و الّا فاعل بالمباشره همان شخص است كه مأمور بتفتيش بوده .
بِأَوْعِيَتِهِمْ
مرجع ضمير هم ممكن است ساير برادران يوسف باشند و ممكن است تمام عير باشند برادران و غير برادران ، و سرّ ابتداء باوعيه آنها اين بود كه متوجه نشوند كه يك سرّى در اين عمل باشد اگر ابتداء بوعاء برادرش كرده بود آنها متوجه ميشدند كه اينها ميدانستند كجا است و متعمد بودند .
قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ
بلكه اين ابتداء دلالت ديگرى هم دارد كه مفتش هر جا كه بيشتر احتمال ميدهد زودتر تفتيش مىكند ميخواستند ببرادران برسانند كه احتمال بودن دربار ابن يامين در ميان احتمالات از همه ضعيف‌تر بوده بلكه شايد بتوان گفت كه ابتداء بساير اوعيه عير بوده پيش از اوعيه برادران از اين جهت
ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ
ضمير تأنيث در استخرجها بمناسبت ساقيه بوده چنانچه ضمير مذكر در آيه قبل بمناسبت صاع بوده و باب استفعال چنين هست كه بيرون آورده شده بعبارت اخير يعنى اخراج بيرون آوردن است و استخراج بيرون آورده شده و مستخرج يوسف است به همان معنى كه ذكر شد كه بامر او بوده گفتند برادران متوجه شدند بابن يامين كه آبروى ما را بردى و ما را بدنام كردى كه صاع ملك را در وعاء خود گذاردى گفت من چنين نكردم همان نحوى كه بضاعة شما را در رحال شما گذاردند و شما متوجه نشديد منهم متوجه نشدم بلكه ممكن است شما براى آن محبتها كه ملك نسبت به من كرد و حسد برديد شما چنين كرديد كه مرا نزد ملك بىآبرو كنيد و از نظر آن بيندازيد