تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
گم كرده‌ايد و پيدا نيست .
قالُوا
ممكن است قائل فرزندان يعقوب باشند و ممكن است اهل قافله باشند
وَ أَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ
اشكال - انسب اين بود كه اقبال مقدم بر قول باشد به اينكه بفرمايد اقبلوا عليهم و قالوا جواب - اولا عطف بواو براى جمع است مىگويى جاء زيد و عمرو و بكر دليل نيست كه اول زيد آمده باشد سپس عمر و سپس بكر ممكن است بالاتفاق آمده باشند و فرق است بين عطف بواو با عطف بفاء و ثم ، در همان موقع كه گفتند اقبال كردند . و ثانيا اگر اقبلوا عليهم مقدم بود توهّم ميشد كه كارمندان و اجزاء ملك اقبال به آنها كرده باشند و حال آنكه قضيه بر عكس است فاعل اقبلوا همان فاعل قالوا است و ضمير عليهم اجزاء ملك هستند . ما ذا استفهام است بمعنى اىّ شيئى است ذا اشاره بشيئى مفقود است و ما استفهاميه يعنى بفهمانيد بما آن شيئى مفقود را . تفقدون تعبير بفقدان براى اينست كه اعتراف بسرقت نشده باشد به اينكه شايد در همان موقع كيل را جايى گذارده باشيد و فراموش كرده باشيد فحص كنيد اميد است پيدا شود و ما را متّهم بسرقت نكنيد و افتراء بما نزنيد

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 72 ]

قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ ( 72 ) گفتند متكفلين امر اعطاء طعام در جواب آنها كه پرسيدند چه چيز مفقود شده كه ما مفقود كرده‌ايم صواع ملك را كه همان سقايه باشد و هر آينه هر كس بياورد و پيدا كند او را بار يك شتر طعام ميدهيم و گفت آن مؤذن كه اعلام