[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 43 ]
وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ ( 43 )
و گفت ملك مصر كه من در خواب ديدم هفت گاو فربه كه آنها را خوردند هفت گاو لاغر و نيز ديدم هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشكيده اى گروه درباريان فتوى دهيد و مرا مطلع كنيد در اين خواب من كه تعبير آن چيست اگر هستيد عالم بتعبير خواب .
وَ قالَ الْمَلِكُ
كه وليد بن ريان بود از فراعنه سلطان مصر
إِنِّي أَرى
من محققا در خواب ديدم كه گفتند رؤيا دو قسم است رؤياى صادقه تعبير دارد و علم تعبير علمى است موهبت الهى و اسباب ظاهريه هم دارد و رؤياى كاذبه كه خواب شيطانى است مقابل صادقه كه رحمتيست و آن تعبير ندارد شيطان براى اضطراب خاطر به نظر ميآورد و بسا مخلوط هم هست يك جزء رحمانى و يك جزء شيطانى چنانچه نقل كردند كه يك نفر از اصحاب حضرت صادق عليه السّلام گفت من عادت داشتم كه در تعقيب هر نمازى لعن بشيخين ميكردم يك شب جمعه در رؤيا ديدم دو نفر آمدند و دو جنازه از قبر در جوار حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بيرون كردند و شيشه سرخى داشتند و بتوسط خلال در اطراف گردن آن دو كشيدند و در جاى خود گذاردند و رفتند آمدم درب مسجد پير مردى را ديدم به من گفت مشاهده كردى گفتم آرى گفت آن دو نفر ملك بودند و آن دو جنازه شيخين بودند و آن شيشه خلوق بهشت است شبهاى جمعه ميآيند آنها را معطر ميكنند و ميروند صبح ديگر نتوانستم لعن كنم شرفياب خدمت حضرت صادق [ ع ] شدم فرمود يك قسمت اين رؤيا صادق از دو ملك و شيخين و اما آن پير مرد شيطان بود و آن