تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 42 ]

وَ قالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ( 42 ) و فرمود يوسف به آن كسى كه نجات پيدا كرد از آن دو نفر ياد كن مرا نزد سيّد خود ملك پس فراموش كرد او را شيطان ياد نزد سيّدش را پس ماند يوسف در زندان چند سالى . مسئلة مشكلة - و آن اينست كه در تفسير اين آيه از نظر مفسرين و اخبار مختلف است و ما ابتداء بهر طريق تفسير ميكنيم و سپس حق در مقام را بيان ميكنيم
وَ قالَ
يوسف
لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا
كه ساقى باشد و ظن در اينجا بمعنى يقين است مثل آيه شريفه
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ
حاقه آيه 20 ،
اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ
به اينكه يوسف بىگناه و بىتقصير گرفتار حبس شده و بخواه كه مرا نجات دهد و بيرون آورد .
فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ
بعض مفسرين گفتند ضمير انسيه و ضمير ربّه بيوسف برميگردد يعنى شيطان يوسف را از ذكر پروردگارش غافل كرد كه توجه به خدا نكرد در خلاصى از حبس و توجه بمخلوق كرد و همين سبب شد كه
فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
و اخبارى بر طبق اين تفسير ذكر كرده‌اند از حضرت زين العابدين و از حضرت صادق عليهما السّلام و از حضرت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و از حضرت مجتبى عليه السّلام حتى اينكه جبرئيل [ ع ] آمد يوسف كى تو را خوش صورت‌ترين خلق قرار داده ، كى محبت تو را در قلب پدرت انداخت ، كى تو را از قتل نجات داد ، كى تو را از چاه بيرون آورد ، كى تو را از كيد زنها خلاص كرد تمام را بگفت خدا پس چرا از خدا نخواستى و توجه بمخلوق كردى بايد در حبس بمانى ، يوسف [ ع ] بسيار گريه كرد كه او را يكى از گريه كنندگان