تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
عالم شمردند آدم ، نوح ، يعقوب ، يوسف ، صديقه طاهره و زين العابدين عليهم السّلام كه اهل زندان از گريه او بتنگ آمدند تا آنكه جبرئيل آمد دعائى تعليم او كرد موجب خلاصى او شد اين يك نحو تفسير . و اما نحو ديگر آنكه ضمير انسيه و ضمير ربّه بساقى برميگردد كه او فراموش كرد ذكر يوسف را نزد ملك كه سيّد او بود و اين باعث شد كه چند سال در زندان ماند و اينكه يوسف خطايى نكرد پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هم از اصحاب طلب نصرت ميكرد ائمه اطهار [ ع ] هم حتى از دشمن طلب ميكردند و مؤمن اگر در شدّت باشد و طريقى براى تخلص داشته باشد اقدام كند تقصيرى نكرده و تحقيق اينكه حضرت يوسف [ ع ] خود از خداى خود طلب حبس كرد براى نجات از دعوت زنها گفت
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ
و موقعى كه اين فرمايش را بساقى كرد سه روز بيشتر از حبس نگذشته بود و بايد طورى شود كه اين قضيه زليخا و يوسف متروك شود و از نظرها بيرون رود البته اگر صبر كرده بود و اظهارى نكرده بود بهتر بود لكن اظهارش هم خطا و تقصيرى نبود و بعبارت اخرى يك ترك اولى بيش نبود و گريه يوسف بر همين ترك اولى بوده چنانچه گريه آدم هم از اين جهت بوده و به اين جمع بين اخبار مىشود و تفسير دوم كه ضمير فانسيه و ذكر ربه راجع بساقى است نه بيوسف بلكه شاهد بر اين در دو آيه بعد كه ميفرمايد
وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ
اينكه نسيان او بوده و در اين موقع متذكر شده و مراد از بضع چند سال است كه گفتند از سه تا نه اطلاق بضع مىشود و مشهور اينكه يوسف هفت سال در زندان بود تا ملك آن خواب را ديد كه ميفرمايد :