بِها مِنْ سُلْطانٍ
سلطان دليل و حجّت است و بايد اجازه و دستور و امريه از جانب خدا داشته باشيد بر پرستش آنها و اين هم بايد بتوسط انبياء خداوند انزال فرمايد و احدى از انبياء دعوت بشرك نكرده بلكه اولين دعوت آنها امر بتوحيد بوده
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ
بسليقه و هواى نفسانى و دعوت شيطانى و تخيّلات موهومه و استحسانات و قياسات حكم نميتوان كرد و اين جمله ردّ بر عامه عمياء است كه نوع احكام را بقياسات و استحسانات و ظنون غير معتبره و اولوية ظنيه عمل ميكنند چون دست آنها از اخبار آل اطهار كوتاه است و حال آنكه قياس محق دين مىكند چنانچه خبر ابان تصريح فرموده پس از اينكه سؤال كرد از آن حضرت كه اگر قطع يك انگشت مرأة نمود ديه آن چقدر است فرمود صد دينار ، اگر دو انگشت دويست دينار ، اگر سه انگشت سيصد دينار ، اگر چهار انگشت فرمود دويست دينار ، تعجب كرد سه انگشت سيصد چهار انگشت دويست حضرت فرمود قياس در دين نبايد كرد
( اذا قيست محق الدين )
پس از آن سرّ آن را بيان فرمود كه
( انّ المرأة تعاقل الرجل الى ثلث الدية فاذا بلغ الثلث رجع الى النصف ) .
اينجا هم حضرت يوسف [ ع ] فرمود خداوند حكم بشرك نكرده بلكه ( امر
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
) كه اصل و پايه دين توحيد است و بقيه عقائد از شئونات توحيد است .
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
دين حق ثابت پا برجا همين توحيد است با مراعات جميع شرائط آن كه حضرت رضا عليه السّلام در نيشابور بعد از اينكه فرمود
( كلمة لا إله الّا اللَّه حصنى من قالها دخل فى حصنى و من دخل فى حصنى امن من عذابى )
سكوتى فرمود و گفت
( بشرطها و انا من شروطها ) .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
يا جاهل بسيط هستند يا جاهل مركّب كه خيال ميكنند عالم هستند .