تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
كه قافله چه امتعه آورده خريدارى كنند ديدند عجب متاعى آورده مشتريان زيادى آمدند و اينها قيمت را بالا بردند حتى رسيد به اينكه هم وزن او طلا يا ابريشم يا مشك دهند عزيز مصر كه نامش قطفير بود نخست وزير ملك و رئيس قشون و خزينه‌دار ملك بود ملقب بعزيز كه گفتند هر كس غير او را عزيز ميناميدند زبانش را قطع ميكردند و او انّين بود نميتوانست مجامعت كند و نزد زنها برود و عيالش كه نام او راعيل بود ملقب بزليخا او خريدارى كرد به قيمت گزافى و آورد در خانه بدست زليخا سپرد .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 21 ]

وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْواهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ( 21 ) و گفت آن كسى كه او را خريده بود به عيال خودش كه جايگاه او را محترم بدارد اميد است كه اين نفعى بما ببخشد يا او را فرزند خود بگيريم و همين نحو ما مكان داديم از براى يوسف و تمكن پيدا كرد در روى زمين و هر آينه تعليم كرديم او را بتأويل خوابها و خداوند بر كار خود غالب است و لكن اكثر مردم نميدانند
وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ
عزيز مصر گفتند او را خريد به قيمت گزاف بعضى گفتند هم وزن او طلاء . بعضى گفتند بچهل دينار و دو جفت كفش و دو ثوب سفيد ، و معنى من مصر اينكه آوردند در آن و آن كسى كه از مصر بود كه عزيز باشد او را خريد و گفتند بايع و فروشنده او مالك ابن زعير بوده كه جزو قافله بود لامرئته كه زليخا بود اكرمى مثواه يعنى او را محترما نگاه دارى كن نظر غلامى و بندگى به او مكن معلوم است اين از خاندان بزرگى است صورة