تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
براى بردن متاع ما او را كشتند فرمود اگر سارق كشته باشد پيراهنش را با اينكه قيمتى بود چرا نبرده اين دروغ هم واضح شد . اقول - حضرت يعقوب يقين داشت كه يوسف كشته نشده و زنده است و اينها دروغ ميگويند يكى بواسطه خواب يوسف كه بمنزله وحى بود بايد تعبيرش ظاهر شود ديگر بفرمايش يعقوب پس از چندين سال با بنائش
فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ
لذا
قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً
بيان نفرموده آن امر چه بوده و اين هم يك قرينه مىشود كه يعقوب ميدانسته كه گرگ او را نخورده و او را هم نكشته‌اند و فقط كارى كردند كه از يعقوب جدا شود زيرا كمال اطمينان بحيات او داشته براى همان رؤياى يوسف كه نفوس شما بواسطه حقد و حسدى كه داشتيد شما را وادار كرد به اين امر نه گرگى بوده و نه قتلى
فَصَبْرٌ جَمِيلٌ
صبر در بليات و مصائب بسيار ممدوح است و چه اندازه در آيات شريفه ترغيب شده مثل
إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ
زمر آيه 13 و مثل
فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ
احقاف آيه 34 ، و غير اينها ، و جميل باينست كه نزد احدى جز خدا شكايت نكند و درد دل نگويد و بىتابى نكند و خود را نبازد و تحمل كند چنانچه ميفرمايد
إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
يوسف آيه 84 .
وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ
مكرر گفته‌ايم كه انسان و لو اينكه افعال او اختياريه است چه امور قلبيه باشد از تحصيل ايمان و علم و يقين و اعتقاد و غيرها و چه امور نفسانيه باشد از ازاله اخلاق رذيله و تحصيل صفات حميده و چه امور جوارحيه باشد از اعمال خارجيه و لذا مدح و ذمّ و ثواب و عقاب و حسن و قبح مترتب بر او مىشود لكن در كليه آنها احتياج شديد دارد باعانت حق از اعطاء توفيق و تهيه اسباب و عنايات مخصوصه لذا بعد از آنكه فرمود من صبر ميكنم