الجبّ و اجماع بر اين موضوع نبودند .
وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا
دروغ دوم بلكه القاء كردند يوسف را در چاه
فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ
دروغ سوم بلكه جعلوه فى قعر بئر
وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا
البته حضرت يعقوب براى آثارى كه قبلا از آنها نسبت ، بيوسف مشاهده كرده بود كه حتى بيوسف فرموده بود
لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً
كمال اطمينان را داشت كه آنها كيد كردهاند در حق يوسف و دروغ ميگويند كه يوسف را گرگ پاره كرده .
وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ
لو امتناعيه است و محال است آنها صادق باشند و بر فرض محال اگر صادق بودند حضرت يعقوب به آنها ايمان داشت لكن نبودند و نداشت ايمان به آنها .
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 18 ]
وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ ( 18 )
و آمدند نزد يعقوب با پيراهن يوسف كه آلوده كرده بودند به خون دروغى يعقوب فرمود بلكه نفوس شما شما را وادار كرد بر اذيت بيوسف پس بايد صبر كرد صبر نيكويى و خداوند هم مرا اعانت ميفرمايد بر آنچه شما توصيف ميكنيد
وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ
حضرت يعقوب مطالبه پيراهن كرد به او دادند فرمود چگونه گرگ يوسف را دريده و پيراهنش را پاره نكرده اينها غفلت كرده بودند از اينكه پاره پاره كنند فقط آلوده به خون كردند به اينكه حيوانى را كشتند مثل گوسفند يا آهو و پيراهن را به خون او آلوده كردند و همين دليل واضح بود بر كذب آنها بعضى گفتند كه از قول اولى برگشتند و گفتند دزد و قطاع طريق