تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 15 ]

فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ( 15 ) پس چنانچه بردند يوسف را و اتفاق كردند كه او را قرار دهند در ته چاه و ما وحى فرستاديم بسوى او هر آينه خبر ميدهد آنها را به كار و فعل آنها و آنها ملتفت و شاعر نميشوند يعنى نميشناسند و جاهل هستند .
فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ
بعضى گفتند پس از بردن يوسف بنا كردند باذيت او و او را آزردند و پناه بهر كدام آنها ميبرد پناهش نميدادند و ناله وا ابتاه او بلند بود
وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ
ظاهرا الف و لام الجب عهد است يعنى چاه مخصوصى بوده و بقرينه
يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ
در مسير قافله بوده ، و بقرينه
لا تَقْتُلُوهُ
قصد اتلاف او را نداشتند چاهى بود كه آب زياد نداشته كه غرق شود و گفتند صخره‌اى در طرف چاه بوده روى آن سنگ قرار گرفت و پيراهن او را از بدنش خارج كردند بقرينه
جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ
و همه روز ميآمدند و يك طعام مختصرى بر او ميآوردند و انتظار قافله را داشتند تا روزى كه قافله رسيد و چند روز طول كشيده معلوم نيست و اخبارى كه در كيفيت القاء او در چاه ميكنند تماما ضعيف است و منافى با ظواهر آيات است لذا از نقل آنها خوددارى ميكنيم و بيش از آنچه از ظواهر آيات يا اخبار معتبره بدست ميآيد نميگوئيم .
وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ
از اين جمله استفاده مىشود كه داراى مقام نبوت بوده كه مورد وحى الهى واقع شده .
لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا
بعيد نيست كه مراد پس از اينكه خدمتش در مرتبه ثالثه رسيدند در مصر فرمود
ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ
باشد كه آنها تعجب كردند