تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
ارسلنا الى مدين و مدين اسم جدّ شعيب است گفتند فرزند ابراهيم بوده و شعيب فرزند ميكيل فرزند شحيب فرزند مدين بوده و بعضى نام پدر او را يوئب گفتند و بعضى تويه و بر هر تقدير مدين جدّ شعيب مىشود و قبيله او را بنام جد او نام نهادند مثل نامهاى فاميلى و حضرت شعيب بر اصحاب ايكه هم مبعوث شده و ايكه اسم درختى است كه او را ميپرستيدند اخاهم شعيبا اخوه نسبى نه دينى چنانچه گذشت و در مجمع البحرين نام پدر شعيب را ميكد فرزند شخره فرزند مدين دانسته
قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
تنبيه - از زمان نوح تا زمان حضرت خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تمام قوم آنها مشرك بودند بشرك عبادتى منكر وجود حق نبودند و شرك ذاتى نداشتند فقط ابن كمونه احتمال شرك ذاتى داده در درس افلاطون كه سبزوارى ميگويد :
( هويتان به تمام الذات قد * خالفتا بابن الكمونة استند )
و ثنويه شرك افعالى داشتند ، و عشائره شرك صفاتى احدى منكر وجود حق نبوده جز طبيعى دهرى واى به حال امروز كه اكثر اهل عالم طبيعى هستند و جز محسوسات به چيزى معتقد نيستند نه به خدا ، نه بملائكه ، نه بجن نه ببهشت نه بدوزخ نه لوح نه قلم ، نه عرش ، نه كرسى آيا چه مىشود و چه بايد كرد .
وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ
مكيال ظرفى است با او كيل ميكنند و آن چيزى كه كيل ميكنند مكيل مينامند ، و ميزان چيزى است كه به او وزن ميكنند مثل ترازو و نحوه آن و آن چيز را موزون گويند و نقص المكيال و الميزان در باب معامله و فروش كم فروشى است چنانچه چيزهايى كه بزرع و متر معين مىشود نقص كنند و اين علاوه بر اينكه گناه كبيره است جنبه حق الناسى هم دارد و متصرف اشتغال ذمّه ببقيه آن دارد و تصرف در ثمن به مقدار آن ناقص هم حرام است و اين يكى از اعمال قوم شعيب بوده چنانچه معامله با سنگ مجهول الوزن يا كيل