كه جامع اين صفات نباشند كلّا ام بعضا مؤمن نيستند و حال آنكه اين صفات تحقق پيدا نميكند مگر در آحادى من الناس كه معصوم باشد يا تالى تلو معصوم مثل سلمان و ابا ذر و خواص اصحاب ائمه و بعضى اوتاد از علماء و مسلما مؤمن منحصر به اينها نيست .
و لكن جواب اشكال را به دو نحو ميتوان داد يكى آنكه مراد اين باشد كه مؤمن سزاوار است داراى اين صفات باشد نه اينكه اگر فاقد باشد مؤمن نيست ديگر آنكه هر كه داراى اين صفات باشد مؤمن است نه اينكه هر كه مؤمن است داراى اين صفات است ( مثل كلّ انسان حيوان و لا عكس ) مثل معروف است هر گردويى گرد است نه هر گردى گردو است .
الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ
اشكال - در قرآن ميفرمايد
الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
رعد آيه 28 ، و در اين آيه ميفرمايد
وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ
و اين تناقض و تضاد است .
جواب - مورد آيتين مختلف است در آيه رعد ذكر وعدههاى الهى و نعم اخروى و مثوبات اعمال صالحه و نحوه اينها است ، و در اين آيه ذكر عقوبات اعمال سيئه و نقمت و غضب و وعيدهاى الهيه است كه مؤمن بايد بين خوف و رجاء باشد نه مغرور و نه مأيوس . و معناى وجل تپش قلب است كه از صفت خوف پيدا مىشود و از آثار او است اگر خوف شدّت پيدا كند حتى بسا منجر بضعف و سستى اعضاء و غشوه مىشود چنانچه در حالات اولياء بسيار تحقق پيدا كرده
وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ
در اخبار دارد هر آيه از آيات القرآن را بايد در موقع تلاوتش حق آن را اداء كرد مثلا بآيات جنّة و مثوبات رسيد از خداوند طلب كند ، بآيات عذاب رسيد استعاذه كند ، بآيات توحيد و ساير امور اعتقاديه رسيد اقرار كند ، بآيات اعمال صالحه و عبادات رسيد طلب توفيق كند ، بآيات قصص