و تنازع و تشاجر و بغضاء واقع شد مثل زن و شوهر ، پدر و فرزند ، برادر و برادر ، و بايع و مشترى و شريكين و غير اينها بين آنها را اصلاح كنيد و رفع اختلاف نمائيد گفتند در خبر است
( اصلاح ذات البين افضل من عامة الصلاة و الصيام )
وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
گفتيم امر باطاعت خدا و رسول ارشادى است و وجوب آن عقلى است و همچنين اطاعت امام و نايب امام چه نائب خاص باشد و چه عام كه مجتهد جامع الشرائط است در غيبت
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
از اين جمله ممكن است دو استفاده نمود يكى آنكه غير مؤمن تصرف در انفال مىكند و مختص به امام نميداند و از مخالفت خدا پروا ندارد و زير بار اطاعت نميرود ، ديگر آنكه هر كه چنين باشد مؤمن نيست .
[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 2 تا 4 ]
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ( 2 ) الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ( 3 ) أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ ( 4 )
جز اين نيست كه مؤمنين كسانى هستند كه زمانى كه به ياد خدا افتادند دلهاى آنها از خوف ميلرزد و موقعى كه آيات شريفه بر آنها تلاوت شد درجات ايمان آنها بالا ميرود و ازدياد پيدا مىكند و در كليه امور توكل به خدا ميكنند ، كسانى هستند كه نماز را برپا ميدارند و از آنچه ما به آنها دادهايم بذل و انفاق ميكنند ، اينها ايمان حقيقى دارند و سزاوار ايمان هستند از براى آنها درجاتى است نزد پروردگارشان و آمرزش و روزى بسيار محترم و گوارا
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ
كلمه انّما از ادات حصر است كه مؤمن منحصر است به كسانى كه داراى اين صفات باشند ، و از اين جمله توليد اشكالى مىشود كه كسانى