وعده نزول عذاب داد لكن آنها را هم به عذاب هلاك فرمايد وعده نداد حضرت يونس هم خبر داد بقوم و خود و عابد از بين قوم خارج شدند و عالم ميان قوم بود هنوز خارج نشده بود موقعى كه آثار نزول عذاب ظاهر شد قوم متنبه شدند آمدند حضرت يونس را نيافتند خدمت عالم رسيدند دستور داد برويد خارج شهر در باديه ، زنها يك طرف ، اطفال يك طرف ، رجال يك طرف ، بهائم صغار آنها را از كبار جدا در پيشگاه الهى انابه و توبه و تضرع كنيد چنين كردند امر الهى رسيد بلاء را زدند بكوه موصل معدن آهن شد ، و اما حضرت يونس رسيد كنار دريا در سفينه سوار شد نهنگى آمد مقابل كشتى ناخدا گفت بايد يك نفر را در دهان آن انداخت و الّا كشتى را غرق مىكند قرعه زدند هفت مرتبه بنام يونس در آمد او را در دهان نهنگ انداختند خطاب شد بنهنگ كه ما او را طعمه تو قرار نداديم بلكه سجن او قرار داديم حضرت يونس در شكم ماهى ذكر يونسيه ميگفت
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
حوت آورد كنار دريا او را بيرون انداخت درخت كدو روئيده شد سايه بر بدن او افكند بز كوهى مأمور شد ميآمد از شير آن استرزاق ميكرد پس مأمور شد كه مراجعت كند و قومش ايمان آوردند و زندگانى وسيعى داشتند تا باجل طبيعى از دنيا رفتند لذا ميفرمايد
فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ
مراد اهل قرية است و تأنيث كانت بمناسبت لفظ قرية است و مراد از قريه ساير قرى است كه اقوام انبياء قبل بودند غير از قريه اهل نينوى هستند كه قسمت عراق كربلا و نجف و كوفه بودند و الان قبر يونس در كنار شط كوفه است .
آمنت يعنى ساير قرى چرا ايمان نياوردند پس از ظهور آثار عذاب
فَنَفَعَها إِيمانُها
كه عذاب از آنها بر طرف شود و متنعم بنعم الهيه شوند .
إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ
اهل نينوا و عراق
لَمَّا آمَنُوا
پس از مشاهده آثار عذاب كه ايمان آنها به آنها نفع بخشد
كَشَفْنا عَنْهُمْ
بر طرف نموديم از آنها
عَذابَ