از امراض و تسلط ظالم و غير اينها تمام را حمل بر پيشآمد و بخت و اتفاق و سحر و شعبده و مستند بطبيعت ميكنند تا وقتى كه اجل برسد و پرده برداشته شود و مشاهده عذاب الهى بكنند آن وقت ميفهمند كه آنكه انبياء و ائمه و علماء فرمودند حق و صدق بوده
حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ
بلكه آن موقع هم بگويند
( النار و لا العار )
بلكه به نظر حقير كه استفاده كردهام از پارهاى از آيات و اخبار اينكه غايت هم داخل در مغيى است حتى فرداى قيامت هم ايمان نميآورند و لو در قعر جهنم هم بسوزند
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
اسرى آيه 74 .
توضيح - اينكه صفات نفسانيه و ملكات قلبيه نقشهاييست كه بنفس و روح انسانى وارد مىشود از ايمان و كفر ، كبر و تواضع ، بخل و سخاوت تا مادامى كه در اين عالم كه در عمل است هست ممكن است تغيير پذير باشد چون هنوز رسوخ نكرده و اما موقعى كه از اين عالم رفت رنگ ثابت مىشود قابل تغيير نيست بلكه بالاتر از اين عرض كنم كه اين صفات و ملكات مراتب نفس است نه صفت عارضه بر آن تعالى و تنزل او در اين عالم است موقعى كه مرد به همان مرتبه كه هست باقى است الى الابد ، و بعبارت اوضح دنيا دار تكميل است در قبر و برزخ و قيامت تكميل و تحصيل نيست ، دنيا دار عمل است و آخرت دار جزاء .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 98 ]
فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ ( 98 )
پس چرا نبود قريه يعنى اهل قريه شهرستانها و آباديها كه ايمان آورد پس ايمانش به آنها نفع بخشد مگر قوم يونس چون ايمان آوردند برداشتيم و بر طرف كرديم از آنها عذاب خوار كننده در حيات دنيوى و آنها را بنعم خود متمتع